چطوری زنان را بهتر بشناسم

راهنمایی کامل برای مردان در مسیر شناخت زنان

0 29

اولین چیزی که یک زن در مرد خود جست و جو می کند چیست؟ ویژگی که همه زنان در مرد خود به دنبال آن هستند کدام است؟

شکم سیکس پک؟
حساب شش رقمی؟
مردی خوش تیپ و قد بلند که سوار بر اسب سپیدش باشد؟
نه، اصلا! اولین چیزی که یک زن به دنبال آن است، یک ویژگی ساده است: قابل اعتماد بودن! بله، قابل اعتماد بودن. قابل اعتماد بودن ربطی این ندارد که رابطه شما طولانی مدت باشد یا نه، ربطی هم به وفاداری شما ندارد. درست است که این موارد مهم هستند اما برای تبدیل کردن شما به مردی قابل اعتماد کافی نیست.

منظور از قابل اعتماد بودن در قرارها و روابط عاشقانه چیست؟

معنایش این است که شما همان کسی باشید که می گویید و همان کاری را انجام دهید که قولش را داده اید. منظور رفتارهایی است که از شما فردی قابل اتکا و مردی بسازد که بشود روی او حساب کرد.

چرا قابل اعتماد بودن مهم است؟ چرا این ویژگی قلب زنان را به هیجان در می آورد؟ به این سوال فکر کنید. در طول تاریخ امنیت و سلامت روح و روان زن و فرزندان به قابل اعتماد بودن مرد وابسته بوده است.

پدران در سلامت و موفقیت فرزندان خود بیشترین نقش را ایفا کرده اند. وقتی پدری خود را درگیر تربیت و پرورش فرزندش نکند، این احتمال وجود دارد که:

فرزند او پنج برابر بیشتر از همسالانش زندگی فقیرانه ای داشته باشد، سه برابر بیشتر از همسالانش با شکست تحصیلی روبرو شود و دو برابر بیشتر دچار مشکلات رفتاری از جمله اعتیاد به مواد مخدر، خود کشی یا بزهکاری شود. مرد همیشه وزنه ای سنگین است ومردها برای زنان و کودکان اهمیت زیادی دارند به همین دلیل است که زنها دنبال مردی می گردند که امین و قابل اعتماد باشد.

شاید بگویید :”دست نگه دار. من تازه با او آشنا شده ام و فقط یک بار او را دیده ام.”

باید بگویم که داستان نیازهای عمیق و اساسی یک زن به شما کمک می کند قلب او را سریع تر تصاحب کنید. فقط به یاد داشته باشید که او تمام مدت حتی وقتی حواسش نیست، در ناخودآگاه خویش به این موضوع فکر می کند که آیا این مرد قابل اعتماد است؟ آیا واقعا برای من ساخته شده است؟ آیا می توانم به او تکیه کنم؟

یکی از دلایلی که زن ها، مردان آتش نشان را دوست دارند، همین است. این دوست داشتن ربطی به این ندارد که آن آتش نشان سبیل داشته باشد یا نه، بلکه فقط به این دلیل است که آن ها نماد تمام این ویژگی ها هستند . آتش نشان ها قهرمانند . شما هم می توانید قهرمان باشید.

به همین دلیل است که تمام نصیحت های مادربزرگ های قدیمی اینجا به دردتان می خورد. در را برایش باز کن، صندلی اش را عقب بکش، وقتی در خیابان راه می روید، در سمتی بایست که خودروها می آیند و … .

همه این رفتارها به زن مورد علاقه تان نشان می دهد که به او اهمیت می دهید و مراقبش هستید. وقتی سر وقت کنارش باشید و کاری را انجام دهید که به او قول داده اید، در واقع به او می گویید :

“دیدی؟ خیالت راحت. تو می توانی به من اعتماد کنی.”

با این رفتار به او ثابت می کنید که قابل اتکا هستید. اما قابل اعتماد بودن فقط به سادگی مراقبت کردن از زن و فرزند نیست، بلکه اساس آن مراقبت از قلب اوست.

شکایتهای رایج زنان از مردان

زنان همواره دو شکایت دارند. اولین شکایت این است که

“زمانی که به او نیاز دارم نیست.”

و دومی اینکه:

“صمیمیت و پیوند کافی بین ما وجود ندارد .”

این زنان حتی وقتی در یک رابطه به سر می برند، احساس تنهایی دارند. شاید حق هم داشته باشند، این دسته از زنان وقتی می گویند مردمان هنگام نیاز کنارمان نیست، منظورشان همراهی عاطفی یعنی گوش دادن، توجه کردن و در یک کلام، مراقبت از قلب آن هاست.

بر خلاف آن ها مردها نیز دو شکایت دارند : اول اینکه : ” زیاد مجادله و دعوا داریم.” و دوم اینکه ” رابطه زناشویی ما کم است.” این دو جمله زیاد به گوشتان خورده است؟ این دسته از مردان نیز حتی با وجود بودن در یک رابطه، احساس تنهایی می کنند.

مرد باید مثل آتش نشان باشد
مرد باید مثل آتش نشان باشد

این شکایت های جداگانه از زنان و مردان تقریبا به هم ربط دارند و می توانیم آن ها را با یادگیری یک مهارت ساده رفع  کنیم که ما آن را ” تطبیق” می نامیم. وقتی مردان خود را با زنان “تطبیق” دهند، دعوا کمتر می شود و صمیمیت جنسی بیشتر و با کیفیت تر و دیگر زن و مرد احساس تنهایی نمی کنند. این همان مهارتی است که به پیوند عاطفی و در پی آن اعتماد منجر می شود. در نتیجه شما به راحتی می توانید اولین خواسته زن را که همان قابل اعتماد بودن است فراهم کنید. به عبارت دیگر، معامله برد – برد می کنید.

ریشه بسیاری از جر و بحث ها این است که مردها احساسات و عواطف زن را نادیده می گیرند، در صورتی که باید خود را تطبیق دهند و وقتی هم به اصطلاح می خواهند تلاش کنند ناراحتی یک زن را از بین ببرند، موضوع را عوض می کنند، آن را کم اهمیت جلوه می دهند، همه چیز را به شوخی بر گزار می کنند یا به طور کل نادیده می گیرند.

کافی است مهارت ساده و مهم ” تطبیق” را بیاموزید تا ارتباط شما با زنان تغییری شگرف کند. (مهارت تطبیق در محیط کار، فرزند پروری، و در تمام روابط کارآمد است.) مردانی که تطبیق عاطفی را آموخته اند به خواسته های خود ، یعنی بحث کمتر و رابطه زناشویی بیشتر و بهتر و سریع تر دست می یابند.

منبع دکتر جان گاتمن ، دکتر دکتر جولی، شوارتز گاتمن

 

تطبیق

چطور می شود مهارت تطبیق تا این اندازه در ارتباط با زنان کارآمد باشد؟

زنان مردانی را دوست دارند که هنگام نیاز تنهایشان نگذارند. آنان مردانی را می خواهند که به آن ها علاقه و توجه نشان دهند. زنان نیاز دارند محترم شمرده شوند، شنیده شوند و ارتباط برقرار کنند، اکنون قبل از اینکه فکرتان را درگیر کنید به یک معادله منطقی نگاهی بیندازید.

ویژگی ای که زنان بیشتر از هرچیزی می پسندند قابل اعتماد بودن است.

  • اعتماد از طریق چه چیزی ساخته می شود؟ پیوند عاطفی
  • پیوند عاطفی از طریق چه چیزی به وجود می آید؟ تطبیق

بنابر این تطبیق عاطفی = قابل اعتماد بودن

حتما می گویید کاش می شد به مغازه ای رفت و یک قوطی تطبیق خرید: اما این شدنی نیست و فرمولی چند مرحله ای اما ساده دارد.

به او توجه کنید.

هرگاه او به شما نیاز داشت توجه تمام وکمال خود را به همسر مورد علاقه تان بدهید. معنایش این است که اگر او خواست باشما حرف بزند: تلویزیون را خاموش کنید، موبایل را کنار بگذارید و با رفتار و نگاه خود به او نشان دهید که خودش وحرف هایش برایتان مهم است، حتی اگر موضوع برای شما اهمیت چندانی نداشت به خود یاد آور شوید که برای او مهم است.

اگر سر قرار رفته اید تمام توجه خود را معطوف او کنید. هیچ وقت به افراد دیگر نگاه نکنید، در طول شام به دوستان خود پیام ندهید و بدانید این محبت شما محبت او را به همراه خواهد داشت. توجه دقیق نوعی از ابزار عشق موثر است.

چشمتان را به او بدوزید.

این جمله یک استعاره یا یک اصطلاح امروزی جذاب نیست، واقعیت است. صورت تان را به سمت نامزدتان برگردانید و به او خیره شوید. زنان صمیمیت در گفت و گو را بانگاه دقیق و چشم در چشم شدن برابر می دانند.

دکتر هلن فیشر انسان شناس و دانشمند برجسته زیست شناسی عشق می گویند:

مردان صمیمیت را همکاری یا همراهی می دانند. رویکرد آنها به صمیمیت به پیش از تاریخ بر می گرد. نیاکان مرد خود را در نظر بگیرید که چطور پشت یک بیشه جمع می شدند و منتظر می ماندند تا بوفالویی از آنجا رد شود. آن ها با دشمن رو به رو می شدند، اما کنار دوستان خود نشسته بودند.

اساس این نظریه این است که تا زمانی که بوفالویی را ندیده اید به همسر خود خیره شوید و با او حرف بزنید.

او را درک کنید.

صرف نظر از اینکه او چه می گوید هدف درک کردن است و علامت درک کردن این است که پرسش کنید. اگر زن زندگی شما در مورد بهترین دوستش گله می کند لطفا راه حل ارائه ندهید، بحث را عوض نکنید، به حل مشکل فکر نکنید، حرف هایش را شوخی نگیرید و مسئله را کم اهمیت جلوه ندهید.

از او در مود احساسش بپرسید.

این بخش از تطبیق به معنای گفتن این جمله نیست که من تو را می فهمم بلکه به این معناست که با علاقه ای خاص تلاش کنید که بفهمید چرا این موضوع برای او اهمیت دارد. خواه او در مور مادرش گله می کند، خواه در مورد رئیسش یا حتی خود شما، تلاش کنید هدفتان درک او و احساسش باشد .

فعال و غیر تدافعی گوش دهید.

اگر شما توجه می کنید چشمتان را به او غیر تدافعی را پیموده اید. این نوع گوش دادن به ویژه زمانی که همسرتان در مورد شما حرف می زند یا از شما ناراحت است بسیار اهمیت دارد. پس واکنش نشان ندهید.

هیچ کس دلش نمی خواهد انتقاد شود یا حس کند که به او حمله شده است اما واقعیت این است که اگر شما مقابله به مثل توجیه قضاوت یا بحث کنید، در واقع او را سرزنش کرده اید. پس حرفش را قطع نکنید و فراموش نکنید که هر واکنش شما برای فرد مقابل یک حقیقت انکار نشدنی است.

چه با او موافق هستید چه نیستید، چه نگاه او این موضوع را قبول دارید چه ندارید، به یاد داشته باشید که احساساتش در آن لحظه برای او واقعی و مهم هستند. پس فقط به او گوش کنید. شما دو گوش و یک دهان دارید

پس دو برابر آنکه حرف بزنید، گوش دهید. در آزمایشگاه عشق مردانی که عاقل بودند، همین کار را کردند و نتیجه خوبی گرفتند. مردانی که می توانستند خشم خود را مهار کنند و به جای واکنش نشان دادن خودشان را آرام کنند، مردانی با روابط عالی بودند.
همدلی کنید.

به همدلی به عنوان آتشفشانی که همه دردها را ذوب می کند فکر کنید. لازم است به آن دسته از شما که فکر می کنید همیشه درک متقابل دارید و مشکلات حل است، بگوییم:

 درک متقابل با همدلی فرق دارد.

درک متقابل شناخت روانی و هم دلی شناخت عاطفی است. تلاش کنید صرف نظر از اینکه واکنش های یک زن از نظر شما منطقی است یا نه احساسات او را درک کنید. به احساساتی دقت کنید که بروز می دهد.

چطور این کار را انجام دهید؟

  • می توانید از او سوال کنید که چه احساسی دارد.
  • می توانید زبان بدن او را بخوانید. ( آیا دست به سینه ایستاده است؟ آیا نفس کشیدن هایش کم عمق است؟ آیا صورتش قرمز شده است؟ )

این ها علائمی هستند که او ناخودآگاه بروز می دهد. اجازه دهید که بداند که شما برای احساسات او ارزش قائل هستید. ما زیاد وارد جزئیات فکری و مغزی نمی شویم فقط تا این حد می گوییم که وقتی زن ها با فرد دیگری پیوند می خورند دیگر احساس تنهایی نمی کنند بخش عاطفی احساسی مغزشان آرام می شود. پس همدلی کنید، محبت کنید و به درست و غلط بودن آن نیندیشید.

همدلی زن و شوهر
همدلی زن و شوهر

اگر بخشی از وجود شما فریاد می زند که اگر“این کار را انجام بدهی او سوارت می شود و تو بازنده خواهی بود” به خودتان یادآور شوید که تطبیق با احساسات یک خانم به این معنا نیست که تمام عقاید و گفته های او را تایید می کنید، بلکه معنایش این است که به او گوش می دهید و احساساتش را به خوبی درک می کنید.

ما به شما قول می دهیم که اگر اینگونه رفتار کنید، حل مشکل برایتان راحت تر و سریع تر می شود و به خواسته خود یعنی مجادله کمتر و رابطه زناشویی بیشتر خواهید رسید. دلیلش ساده است، وقتی او بدون آنکه قضاوت شود، شنیده می شود، احساسش امنیت می کند، قلبش به سوی شما گشوده می شود وتمایل می یابد که زودتر مشکل حل شود و باهم لحظات خوشی را سپری کنید.

  • تطبیق مهارت است و مانند هر مهارت دیگری با تمرین به نتیجه می رسد.

پس تمرین کنید. خودتان را به همسرتان تطبیق دهید. خودتان را به مادرتان، رفیقتان، رئیستان و حتی همسایه تان تطبیق دهید.

این مهارت ساده این روند آسان نمی تواند تعاملات شما را با تمام زنان زندگی یتان تغییر دهد. بسیاری از مردان در تلاش برای به دست آوردن دل زنان، ساعت ها از خودشان عقایدشان و سلایقشان حرف می زنند و در نهایت زن را فراری می دهند. این کار درست برعکس خواسته زن هاست. ساده بگوییم که گوش دادن به او جذاب تر از تلاش برای جلب علاقه اوست.

همان طورکه بیان شد اگر می خواهید رابطه شما با زن مورد علاقه تان طولانی شود او باید خود واقعی شما را بشناسد و در کنارتان احساس امنیت کند.

امنیت عاطفی مانند پیوند عاطفی از طریق روند تطبیق ایجاد می شود. وقتی زنی به دنبال توجه شماست، وقتی از نظر عاطفی به شما نزدیک می شود و شما او را نادیده نمی گیرید، او امنیت عاطفی را احساس می کند و شما را فردی قابل اتکا در نظر می گیرد.

اما

اگر به او بی توجهی کنید، نادیده بگیریدش و به عبارت دیگر خود را به او تطبیق ندهید، دیگر از نظر امنیت عاطفی را احساس نمی کند و از کنار شما بودن لذتی نخواهد برد.
زن به امنیت فیزیکی نیز نیاز دارد.

همه ما در مهدکودک یاد میگیریم که نباید کسی را کتک بزنیم. اما روش های دیگری نیز برای برهم زدن احساس امنیت فیزیکی وجود دارد. مردها به طور معمول از زنان قوی هیکل تر هستند و صدای بلندتر و بم تر دارند. اگر شما از صدا یا سایز خود برای حکمرانی بر یک زن استفاده کنید حتی اگر این کار ناآگاهانه باشد زن درکنار شما احساس راحتی امنیت نخواهد کرد اگر قدرت خود را به رخ یک زن بکشید حتی اگر شب و روز خود را با او تطبیق دهید او در کنار شما آرام نخواهد گرفت.

فعلا که نامزد هستیم پس قابل اعتماد بودن را می گذارم برای بعد از عروسی

شاید هنوز وارد رابطه جدی با یک خانم نشده اید یا اصلا تمایلی به یک رابطه طولانی مدت یا جدی ندارید. باید بگویم فرقی نمی کند. قابل اعتماد بودن در هرنوع رابطه عاملی مهم است. حتی اگر هنوز تصمیم نگرفته اید و در مرحله آشنایی و تصمیم گیری قبل از خواستگاری هستید و روزی چند خانم را ملاقات می کنید تا یکی از آنها را انتخاب کنید برای نزدیک شدن به او کسب اعتماد و شنیدن حرف های صادقانه باید طوری رفتار کنید او به شما اعتماد کند.

از نظر زنان هر رابطه ای که آن صمیمیت مدنظر باشد به آسیب پذیری بیشتر آن ها دامن می زند.

هیچ چیز نمی تواند جلوی ترس آن را بگیرد.

اشتباه نکنید در مورد ترس از آسیب فیزیکی و جسمی صحبت نمی کنیم بلکه در مورد آسیب های عاطفی حرف می زنیم این ترس که در کنارتان احساس امنیت نداشته باشد. این نوع ترس یک امر معمولی بیولوژیکی است، اگر زنی فکر کند:

  • شما به او دروغ می گویید.
  • سرش را کلاه می گذارید.
  • قابل اتکا نیستید.
  • احساساتش را نادیده می گیرید.
  • مواقعی که به شما نیاز دارد کنارش نیستید.

هرگونه ارتباط صمیمی با شما را قطع خواهد کرد و هیچ مردی چنین چیزی را نمی خواهد.

مردان چه می خواهند

نتیجه تحقیقات ما نشان داد که مرد ها قبل از هر چیز بر یک موضوع تاکید دارند جنجال کمتر، رابطه زناشویی بیشتر

اما به طور کلی مردها دوست دارند از نظر زن خواستنی باشند. دلشان می خواهد همسرشان به او احترام بگذارید و او را همانطور که هست بپذیرد. این یک راز نیست همه این را می دانند.

شما دوست دارید زن زندگی تان شما را تایید کند در واقع شما دوست دارید مورد تایید تمام زن های دنیا باشید. اما به طور قطع این مسئله در مورد همسر و شریک زندگی تان بیشتر است. می دانید که وقتی او شما را تایید کند می توانید تمام دنیا را فتح کنید.

مردان چیز دیگری نیز می خواهند:

مجادله و مشاجره کمتر

شما دوست ندارید منشا ناخوشی های همسرتان باشید و وقتی زن زندگی تان غمگین است، دوست دارید همه چیز را بهبود بخشید. مردان خود را مسئول احساسات زنان می دانند و این همان جایی است که مسیر را اشتباه می روند.

زنان احساسات ناگهانی دارند. مردان هم احساسات ناگهانی دارند اما تفاوتشان این است که احساسات را بهتر پنهان می کنند وقتی احساسات ناگهانی زنان رو می شود، مردان دوست دارند نقش ناجی را بازی کنند. سریع وارد عمل شوند و کاری کنند که همه چیز ترمیم شود.

صادقانه بگوییم، گاهی این احساسات ناگهانی شما را می ترساند هیچ چیز به اندازه اشک های بی دلیل یک زن و یک صحبت دو ساعته پس از آن نمی تواند یک مرد بالغ را بترساند. شما دوست دارید سریع ریشه این احساسات را بیابید و آن را از بین ببرید. اما این شیوه در مورد زنان جواب نمی دهد.

مردان چگونه فکر می کنند
مردان چگونه فکر می کنند

جان در طول مشاوره با زنی در ارتباط بود که در مورد همین موضوع جدل داشتند.

مردی می گفت که همسرش طوری وارد اتاق می شود که با او به هم می ریزد و این میترسد که حال زنش خوب نباشد، طوریکه هر لحظه مراقب حرکات بدن زنش است. مرد نزد جان آمده بود تا بفهمد آیا همسرش مشکلی دارد یا نه.

زن می گفت که هر بار وار اتاق می شود مرد مثل خودروی بتمن می شود. سپرهایش بالا میروند و او را در حالت تدافعی قرار می دهند، طوری که مرد نفوذ نکردنی می شود و زن امکان نزدیک شدن به شوهرش را ندارد. زن ادعا می کرد که شوهرش هیچ وقت به او گوش نمی دهد و دقیقا این جمله را تکرار می کرد: “هر وقت به تو نیاز دارم تو نیستی” اما مرد اصرار داشت که همیشه به حرف های زنش گوش می دهد.

وقتی جان رفتار این زوج را مشاهده می کرد، مشخص شد که نگرش مرد به عواطف زن ناشکیبایی بوده است. مرد دلش می خواسته است فوری بفهمد که دلیل احساس زن چیست و در یک کلام مرد به شدت تحریک پذیر بوده است و همان طور که به زنش گوش می داده خود را مسئول تغییر حال زن از بد کردن اوست پس وقتی ناراحت است باید روشی برای حل مشکل بیابد و این همان کاری است که انتظار دارد زنش در شرایط مشابه انجام دهد.

به نظر شما منطقی است.این طور نیست؟ اما باید بگوییم اشتباه بزرگی است.

در این مورد ذهن مرد پر از نصایح حکیمانه از این دست بود که “وقتی روزگار  با تو بد می کند تو نباید زیاد خوب باشی.”

این توصیه موجب می شود زن احساس کند که شنیده نمی شود پس نباید حرف هایش را به شوهرش بزند چون مورد قضاوت قرار میگیرد.

  • مرد چطور می توانست رفتار متفاوتی نشان دهد؟
  • چطور می توانست زنش را همراهی کند؟
  • چطور می توانست قابل اعتماد بودنش را نشان دهد؟

همه این ها یک جواب دارد: تطبیق.

او باید به همسرش توجه می کرد، به همسرش نگاه می کرد، او را درک می کرد، بدون حالت تدافعی گوش می داد و در نهایت با او همدلی می کرد.

او نباید 

راه حل نشان می داد، نباید فلسفه بافی می کرد، نباید مسئله را شخصی می کرد، نباید تلاش می کرد عواطف او را برسی کند و در نهایت هم به این نتیجه برسد که همسرش مشکلی روحی روانی دارد. فقط باید می دانست که همسرش می خواد کمتر احساس تنهایی کند.

برخورداری از این بینش و آگاهی آرامشی بزرگ به همراه دارد، زیرا فشار زیادی از روی شانه هایتان بر می دارد. وقتی خودتان را تطبیق دهید زن نیز احساس آرامش می کند. وقتی او احساس امنیت کند جهان به کام شماست و زندگی خوب است. رابطه جنسی عالی می شود و تعامل شما با همسرتان سرشار از شادی سرخوشی.

اگر می خواهید با شریک زندگی خود رابطه ای صمیمی داشته باشید باید تمام عواطف او را ببینید و البته از تمام عواطف خود زشت یا زیبا نیز آگاه شوید.

اجازه ندهید هیچ یک از آنها شما را بترساند، فکر نکنید که باید برای خودتان یا او دلیل منطقی بیاورید که وجود چنین احساساتی نا مناسب است. پذیرش، کلید اصلی است.

وقتی بیاموزید که احساسات و عواطف او را بپذیرید خودتان را نیز خواهید پذیرفت. معمولا زنان در بعد احساسات قوی تر از مردان هستند، این تفاوت اساس هورمونی و بیولوژیکی دارد. می توانید تفاوت های احساسی بین دو جنس را در بازی کودکان ببینید.

برای درک بیشتر باهم به بازی های کودکانه ای که جیمز در زمین بازی و پارک های مخصوص کودکان شاهد آن بوده است نگاه می اندازیم.

یادگیری از کودکان
تفاوت بازی در کودک دختر و پسر
تفاوت بازی در کودک دختر و پسر

اول یه پسر بچه هشت ساله توجه کنیم. پسر در این سن تمایل به دویدن و بازی با توپ دارند. برای مثال یکی از پسر بچه ها توپی را بر می دارد و گروهی از پسرها هم دنبال او می کنند. تا توپ را از دستش در آورند. در حین بازی این کودک یا خودش یا توپ را حفظ می کند یا آن را به دوستانش پاس می دهد. برای این بازی که شبیه به بسکتبال است زمین بازی مورد نیاز است و هدف اصلی قدرت دویدن بچه هاست.

درست است که پسرها هنگام بازی خیلی جدی هستند، اما از آن لذت می برند و قهقهه می زند. در طول بازی هم وقتی یکی از پسربچه ها به هر دلیلی خیلی احساساتی می شود و حتی گریه کند، بقیه به او توجه نمی کنند و به بازی خود ادامه می دهند تا پسر بچه خودش مشکلش را حل کند.

اما یک بار جان چیزی غیر از این را مشاهده کرد پسری به نام برایان شروع به گریه کرد و پسری دیگر به نام گبی که کاپیتان تیم بود با صدای بلند ولحن دستوری فریاد زد:”هی بازی را متوقف کنید” و به سمت برایان رفت. او ازبرایان پرسید:”چرا گریه می کنی؟“و برایان همانطور که اشک می ریخت گفت :”هیچ کس توپ را به من پاس نمی دهد.”سپس گبی رو به دیگران کرد و گفت: بچه ها این بار بازی را برایان شروع می کند و توپ را به او بدهید. برایان شروع کن.”

به این ترتیب دوباره همه مشغول به بازی شدند و مسئله حل شد. هدف پسرها این بود که به هر ترتیبی شده بازی ادامه پیدا کند. احساسات گبی باعث می شد آنها از ادامه بازی بمانند و دیگر خوش نگذرانند، پس باید این مانع را از بین می بردند و بازی را ادامه می دادند.

این مسئله در مورد جنس مذکر همیشه صدق می کند. فرقی نمی کند 8ساله باشید یا 48 ساله.

هدف مردان این است که هرگونه احساس منفی را سریع از بین ببرند و به سرگرمی شادی ادامه دهند.

حال نوبت دختران 8 ساله در همان زمین بازی است. لیزا و کتی لی لی بازی می کنند. کتی می زند زیر گریه. لیزا می پرسد:”چرا گریه میکنی؟“کتی می گویید:”تو من را اذیت میکنی” لیزا می گوید:”مگر چه کار کردم؟“کتی می گوید:”من دلم می خواهد تو هم مثل من گل سر به سرت بزنی. برای همین گل سری شبیه به مال خودم برایت آوردم تا به موهایت بزنی تا هرکس که ما را می بیند بفهمد که ما صمیمی هستیم.“لیزا توضیح می دهد که او از گل سر بدش می آید، کتی بیشتر گریه می کند. لیزا می گوید:”اما من دوست صمیمی تو هستم و همه این را می دانند.”

این مسئله اینجا تمام نمی شود. دخترها خاطرات گذشته خود را مرور می کنند و برای هم توضیح می دهند که چطور یکدیگر را دیدند و اولین بار چه کاری کردند. آنها به هم قول می دهند یک روز کامل کنار هم باشند و تا صبح حرف بزنند. آنها به این نتیجه می رسند که باید مثل دو خواهر باشند و حتی با دو برادر ازدواج کنند تا بتوانند تا آخر عمر کنار هم باشند. خیلی وقت است که هر دو بازی لی لی را فراموش کرده اند. انگار این بازی بهانه و بستری برای صمیمیت بیشتر بوده است.

دلیل بازی های دخترانه همین است صمیمیت بیشتر بازی برای آنها خوب است اما بیشتر نقابی است برای اکتشاف احساسات یک دیگر و برقراری ارتبطی قوی تر.

برای دختر ها هدف بازی کردن نیست و توقف بازی نیز خیلی اهمیت ندارد.

احساسات و بروز آن برای دخترها نقص به حساب نمی آید، بلکه فرصتی برای دوستی و رفاقت بیشتر است. وقتی دختر ها احساسات خود را بیان می کنند قلبشان را روی یکدیگر می گشایند و به هم اعتماد می کنند. این نشانه خوبی برا عمیق شدن رفاقت آنهاست، در نهایت لیزا و کتی در مورد گل سر نیز به هم به توافق می رسند. لیزا موافقت می کند که گل سر کتی را در جیبش بگذارد تا همیشه به یادش باشد، برای آنها تنها چیزی که اهمیت ندارد حل مشکل است.

جمع بندی

مردان همیشه این سوال را می پرسند:

“وقتی زن ها احساساتی می شوند می خواهند به چه هدفی دست یابند؟”

این پرسشی کامل مردانه است زن ها از شنیدن این سوال مات و مهبوت می مانند. وقتی مردی به زنی می گوید: احساساتی، منظورش احساساتی مثل شادی، شوخی، هیجان، شور و شوق یا عشق نیست. در واقع مرد ها در مورد احساسات مثبت حرف نمی زنند زیرا با چنین هیجانی مشکلی ندارند و آن را دوست هم دارند.

مردان با احساسات به اصطلاح منفی مانند غم، عصبانیت، ناامیدی، ترس، حسادت، تنهایی، شرم و نبود امنیت مشکل دارند.  این هیجاناتی هستند که مردها دلشان نمی خواهند ببینند در مورد چنین عواطفی اوضاع را بدتر می کند اما این حقیقت ندارد.

بیشتر زنان این گونه به احساسات خود نگاه می کنند. اجازه دهید روراست ندارد. برای یک زن چیزی به نام احساس منفی وجود عواطف حضور دارند و مانند نفس کشیدن طبیعی و البته الزامی هستند.

پیوند عاطفی

فرصتی برای ایجاد پیوند عاطفی و نشان دادن قابل اعتماد بودن و یافتن تکیه گاه

در نهایت هر رابطه ای مسائل و مشکلاتی دارد. هیچ دو نفری را نمی توان پیدا کرد که در همه موارد باهم توافق داشته باشند. هدف این نیست که طرف مقابل را با خودت همراه کنی، هدف درک و شناخت همان فرد منحصر به فرد است، که گاهی دوست داشتنی و گاهی نفرت بر انگیز، گاهی مهربان و گاهی نامهربان، گاهی پرشور وگاهی کسل کننده است.

اصلا به نظرتان خسته کننده نیست که به یکی عین خودتان بیرون بروید و ازدواج کنید و زندگی مشترک بسازید؟

حالا که نمی توانید کسی را مثل خودتان کنید تکلیف چیست؟

فقط باید قدرت درک او را بالا ببرید. وقتی دست از کوشش برای تغییر او بردارید، می توانید با خود واقعی او تطبیق یابید و درست همین جاست که معجزه رخ می دهد.

هربار که شک کردی بازی لی لی لیرا به یاد بیاور.

گل سر را روی موهایت بگذار و نشان بده که هرگاه او به تو نیاز دارد صمیمانه کنارش هستی

این همان راه ورود به قلب زن هاست.

 

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.