زنان و ترس

راه هایی برای زندگی زیبا تر همراه با حس خوب آرامش

0 620

لین و مایک هردو در پنجاه سالگی هستند و حدود بیست سال از زندگی مشترک آن ها میگذرد. آن ها بالا و پایین های زیادی را در کنار هم تجربه کرده اند.

آنها مشکلاتی چون مدیرت فرزندان، ازدواج قبلی، دو شغل پردردسر و مشکلات مالی را پشت سر گذاشته اند. خیلی وقت ها در طول زندگی به این نتیجه رسیده اند که همدیگر را خوب نشناخته اند. آنها برای یافتن نقش خود به عنوان زن و مرد، شوهر و همسر بسیار تلاش کرده اند. لین باور داشت که او ومایک نمی توانند نگرش یکدیگر را به جهان هستی درک کنند او می گفت :

مثل این بود که ما به دو زبان متفاوت حرف میزنیم .فکرش را بکنید، دارید باکسی حرف میزنید که زبان شما را اصلا نمی فهمد. هردو همینطور بودیم . هر دو با دو زبان بیگانه حرف میزدیم و گاهی صدایمان را بالا می بردیم تا شاید دیگری متوجه شود، اما بی فایده بود.

لین ادامه می دهد :

مشکل اینجاست که من وقتی میخواستم با مایک ارتباط برقرار کنم ،طوری رفتار می کردم انگار او نیز زن است، اما یک زن پشمالود و بزرگ هیکل. او نیز من را یک مرد البته با جثه ای ضعیف تر فرض میکرد. خلاصه این که هر دو دست و پایمان بسته شده بود.

لین و مایک هر دو از ازدواجی که بیشتر شبیه به عرصه رقابت و جنگ بود، خسته شده بودند. لین با ناامیدی و به عنوان اخرین راه حل از مایک خواست با هم دریک کارگاه شناخت زنان شرکت کنند. مایک براین عقیده بود که ده ها سال است که لین را میشناسد ونیازی به شرکت دراین کارگاه ندارد اما قبول کرد که جلسه اول او را همراهی کند. او با خودش فکر می کرد شاید همین جلسه اول، مربی به او کد یا رمزی بدهد و بگوید چرا زن ها نمی توانند مثل مردها منطقی فکر کنند.

خانم مربی کلاس خود را با طرح یک سوال اغاز کرد:

می خواهم این سوال را ابتدا مردان پاسخ دهند:
<<  چند تن از شما در طول زندگی بابت سلامتی جسمی خود ترسیده است؟>>

پس از یک مکث نسبتا طولانی، تعداد کمی از پنجاه مرد شرکت کننده دستشان را بالا بردند.

<<آخرین باری که بابت از دست دادن سلامتی خود ترسیدید،چندوقت پیش بود؟>>

دوباره سکوتی طولانی حکم فرما شد سپس به تدریج دست مردها بالا رفت.
یکی از آنها گفت:

<<فکر میکنم دبیرستانی بودم که با یکی از بچه های قوی هیکل دعوایم شد و مشت زنی کردیم.>>

دیگری گفت:

<<وقتی در ویتنام می جنگیدم و با مرگ یک قدم فاصله داشتم.>>

وقتی به ترتیب مردها به این سوال پاسخ دادند، مشخص شد سکوت طولانی قبل ازپاسخگویی به دلیل حس ناراحتی نبوده است، بلکه دلیلش این بوده است که انها تلاش میکردند زمان های دوری را به یاد بیاورند که حس می کردند امنیتشان به هم خورده است. تمام پاسخ ها دست کم مربوط به ده،بیست یا سی سال پیش بودند.

سپس خانم مربی از خانم ها پرسید:

<<چندتن از شما ترس جانتان را داشته اید؟>>

همه خانم ها دستشان را بلند کردند.

<<چند تن ازشما همین شش ماه پیش چنین ترسی را تجربه کرده اید؟>>

ودوباره دست همه بالا رفت.

<<هفته گذشته؟>>

تمام خانم ها دستشان بالا رفت.سپس پرسید:

<< چند تن از شما هنگام راه رفتن در پارکینگ این هتل و ورود به کارگاه ترس را حس کرده اید؟>>

و دوباره همه و البته لین دستشان را بالا بردند.

مایک شگفت زده شد. او اصلا نمی دانست که لین ترسیده باشد. خود مایک اصلا نترسیده بود، پس فکر می کرد لین نیز نباید ترسیده باشد.

او به روزهایی فکر میکرد که در خیابان جلوتر از لین رفته بود. به روز هایی که خودش جلوتر رفته بود و لین در تاریکی شب به تنهایی خودرو را پارک کرده بود.
مایک توضیح میدهد:

این نمونه ای واضح بود که من را به فکر فرو برد. همین تفاوت همه چیز را تغییر داد. تازه فهمیدم که همیشه اشتباهی بر این باور بودم که لین زندگی را از همان لنزی میبیند که من نیز میبینم و همین جا بود که چشمانم روی حقیقت باز شد.

لین نیز به شدت تعجب کرده بود و از خود میپرسید مگر می شود مایک در سی سال گذشته نگران سلامتی خود نباشد. لین میگوید: <<این یکی از همان تفاوت های بارز بین ما بود. با خودم فکر کردم که چیز های دیگری هست که در مورد یکدیگر نمی دانیم. چه چیز دیگری را باید بیاموزیم؟>>

در آن کارگاه، مایک موضوعی بسیار مهم درمورد زنان فهمید:

زن ها ترس را به روشی متفاوت از مردان تجربه میکنند.

این واقعیت تلخی است که زنان بیشتر از مردان احساس آسیب پذیری می کنند. منظورمان آسیب پذیری عاطفی نیست، در این مورد از شکنندگی جسمی حرف میزنیم.
واقعیت تلخ دیگر این است که دربعضی کشورها از هر چهار دختر هجده ساله یک دختر مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد و با لحاظ کردن گزارش های غیررسمی و منتشر نشده، این رقم احتمالا بالاتر خواهد بود.
در ژاپن زنان سوار ترن های صورتی مخصوص خانم ها می شوند، زیرا میترسند که مورد آزار مردان قرار گیرند. پنجاه درصد از زنان که در نیروهای ارتش و نظامی خدمت میکنند به گونه ای مورد تجاوز و آزار قرار گرفته اند. گزارش ها حاکی از آن است که زنان پس از چنین ضربه هایی، دو برابر مردان به اختلال استرس پس از ضربه دچار می شوند و همین کافی است تا آن ها را ترسو تر از مردان کند.

بی شک زنان این حساسیت را در مواقع تهدید کننده بزرگتر می کنند تا از امنیت خود مراقبت کنند. بسیار سخت است که فهمید این حساسیت تا چه حد طبیعی و تا چه میزان به سبب شرطی شدن زن هاست، اما همه خوب میدانیم که در دنیای سختی زندگی می کنیم که زنان را شرطی میکند که نگران سلامتی و امنیت خود باشند. مردان معمولا در این موارد وا میمانند و به همین دلیل زنان و مردان تفاوت های عظیمی در نگرش به ترس، امنیت و خطر دارند.

ایجاد حس امنیت
ایجاد حس امنیت

تشخیص این تفاوت های جنسیتی در لابراتوارهای روان شناسی ساده است. دکتر لورن مک کارتر، تحلیلگر و محقق ارشد بخش سلامت و رفتار، به همراه مربی خود پروفسور رابرت لینسون از دانشگاه کالیفرنیا آزمایشی انجام داد که طی آن واکنش یکه خوردن را در مردان و زنان بررسی کنند. در این آزمایش در پشت سر مردان و زنان گلوله ای شلیک می شد. عامل ترس برای هر دو جنس یکسان بود.

اما واکنش مردان و زنان متفاوت بود. به طور کلی، تپش قلب مردان بیشتر از زنان افزایش می یافت و رسیدن به حالت طبیعی طولانی تر بود. وقتی ان ها از مردان و زنان پرسیدند که پس از یکه خوردن چه احساسی داشته اند، زنان احساس ترس را مطرح کردند اما مردان احساس خشم و برخی از آنها تمایل به کتک کاری با فرد آزمایش کننده را مطرح کردند.

فرض کنید شما در حال رانندگی هستید و می خواهید با نامزد یا همسر خود برای شام به یک رستوران بروید. یک راننده طوری جلوی شما میپیچد که مانع حرکتتان میشود. حتی ممکن است با شما برخورد کند. این همان یکه خوردن اولیه است که هم شما و هم خانم داخل خودرو تجربه می کنید اما شما عصبانی می شوید و تصمیم می گیرید حال این راننده را بگیرید، پس با سرعتی دو چندان او را دنبال می کنید تا به راننده ثابت کنید که اگر لازم باشد مثل دیوانه ها رفتار می کنید، اما همسرتان که کنار شما نشسته است و بر عکس شما خشم ندارد ولی ترس را حس می کند، به دلیل رفتارپر خاشگرانه شما بیشتر ترسیده است.

شما باید چه کنید؟ بهتر است بپرسم یک قهرمان دراین مواقع چه میکند؟
قطعا یک قهرمان واکنش زنان را به یکه خوردن می شناسد و به جای این که به ترساندن راننده ادامه دهد توجه خود را به همسرش معطوف میکند تا بتواند احساس امنیت او را برگرداند.

انچه مردان باید بدانند این است که استرس زیاد در مردان از ترس انها می کاهد اما در زنان به ترس می افزاید و به آنها هشدار می دهد که در آینده بیشتر مراقب باشند. زنان در مواقع استرس زا بیشتر از مردان احساس هراس دارند. زنان در طول زندگی بیشتر از مردان از رویداد های مختلف می ترسند و وقتی در موقعیتی در زمان حال احساس ترس میکنند، در همان موقعیت در زمان آینده نیز ترس را تجربه خواهند کرد.

به این موضوع فکر کنید. به زنانی بیندیشید که در این کارگاه شرکت کردند و هر روز ترس هایی را تجربه می کنند. این واقعیت زندگی زن هاست و شناخت عمیق تر میتواند اگاهی شما از زنان را تغییر دهد و روابط شما با زنان را نیز متحول کند.

زنان هم از نظر روحی هم از نظر جسمی به امنیت خاطر در کنار شما نیاز دارند. این فقط یک توصیه خوب نیست، بلکه توصیه ای براساس نیاز های فیزیولوژیکی و بیولوژیکی انهاست. نیاز هایی که کاملا از نیازهای شما متفاوت است.

دکتر روانشناس جیمکز کوان از دانشگاه ویرجینیا به همراه دکتر هیلاری ساخافر و دکتر ریچارد دیویدسون، طی تحقیقی مهم زنانی را بررسی و نظارت کردند که در شرایط ام ار ای قرار داشتند و احتمال قرار گرفتن در معرض شوک الکتریکی برای انها وجود داشت. در یک سری ازمایشات زنان دست شوهر خود را گرفتند در سری بعدی هر زن دست ازمایش کننده ای را گرفت که او را از قبل نمی شناخت و در سری سوم هیچکس دست زنان را نگرفت.

  • وقتی یک زن متاهل و راضی از زندگی مشترک دست شوهرش را میگیرد، واکنش ترس او به طور کلی از ذهنش پاک میشود.
  • وقتی زنی دست شوهرش را میگیرد اما از زندگی مشترک خود رضایتی ندارد واکنش ترس به میزان نا چیزی کاهش می یابد.
  • وقتی او دست ناشناسی را میگیرد هیچ تفاوتی در میزان ترس به وجود نمی اید و این نتیجه برای زنانی که دست هیچکس را نگرفته اند نیز مشابه است.

این دستاورد ها نشان از آن دارد که لمس شما به عنوان یک شوهر قهرمان بسیار مهم است و حتی یک دست گرفتن ساده میتواند تاثیری بسزا و باورنکردنی بر ذهنیت یک زن داشته باشد.

زنان و ترس
زنان و ترس

حال که فهمیدید ترس و شرطی شدن بابت ترس ها چگونه در زنان کار میکند باید چه کنید؟ نقطه اغاز کجاست؟

برای شروع وقتی همسرتان از چیزی ترسید دست او را بگیرید و از آن بهتر این است که قبل از این که ترس بر او مستولی شود مانع ترسیدن او بشوید.

برگه تقلب برای قهرمانان

ریتمیک بودن:

تاثیر هورمون ها بر حالات روحی روزانه یک زن را بشناسید.
بدانید که این تاثیرات در هر زنی متفاوت است و در طول مراحل مختلف تغییرات هورمونی نوسان دارد. انگیزش جنسی و انچه یک زن در رابطه جنسی از شما میخواهد نیز بسته به اینکه در کجای این سیکل هورمونی قرارگرفته، متفاوت است. پس بهتر است برای تعیین خواسته های او از خودش سوال هایی بپرسید.

ترس:

زنان ترس را به روشی متفاوت از مردان درک می کنند. زنان بسیار سریع و راحت به سبب ترس شرطی می شوند. منظورمان این است که گاه هر دوی شما یک تجربه ترسناک را از سر می گذرانید اما او در همان شرایط دو برابر شما میترسد. تامین امنیت زن زمانی که ترسیده است، می تواند فوری واکنش مغز را خاموش کند، البته این تغییر سریع زمانی است که او از بودن درکنار شما خشنود باشد. اگر او رضایتی از زندگی باشما نداشته باشد، تامین امنیت چندان تاثیری برکاهش ترس او نخواهد داشت.

ممکن است به جای قهرمان یک بچه مامان باشید اگر:
  • وقتی عصبانی، احساساتی یا ناراحت است، حالات روحی اورا به قاعدگی نسبت دهید.
  • ترس اورا به دلیل منطقی نبودن نادیده بگیرید.وقتی از چیزی ترسیده است به او امنیت خاطر ندهید.
  • وقتی او تمایلی به ایجاد رابطه جنسی ندارد، او را وادار به این کار کنید.
  • به جای انکه کنار او یا پشت او راه بروید، سرتان را پایین بیندازید و جلوتر قدم بردارید.
  • تحقیقات نشان داده است مردانی که هنگام عبور از خیابان در سمتی حرکت می کنند که ماشین ها می ایند واز همسر خود مراقبت میکنند، از دید زن بسیار دوست داشتنی هستند.
  • به آسیب پذیری عاطفی و جسمی او احترام نگذارید.
  • فقط به دلیل خوشحالی خودتان یا به بهانه شوخ طبعی او را بترسانید یا پس از خواندن این فصل خود را در جایگاه یک محقق قرار دهید و بخواهید با ترساندن او، واکنش یکه خوردنش را بررسی کنید.

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.