همسر خودشیفته و راه های برخورد با او

خصوصیات همسر خودشیفته

0 ۵۴۷

ازدواج کردن و کنار هم بودن اما تنها بودن یکی از بدترین احساسات در هر نوع رابطه است. اگر فردی هستید که عادت دارید احساس شریک زندگی خود را تحریک کنید، و اگر شریک زندگی تان در دنیای خودش گرفتار است، مطمئنا در وضعیت بدی قرار دارید. افرادی که خودشیفته هستند خودمحور هستند و اولویت آنها خودشان هستند. همسر خودشیفته تنها به نیازهای خود توجه می کنند و اطرافیان خود را نادیده می گیرند و به آنها به اندازه کافی اهمیت نمی دهند.

همسر خودشیفته چه کسی است؟

یکی از آسانترین راه ها برای شناسایی همسر خودشیفته، تحسین شدید خود است. افراد خودشیفته کسانی هستند که ظاهر خود را بسیار دوست دارند. آنها نه تنها خود را به بهترین وجه مورد ستایش قرار می دهند، بلکه انتظار دارند که همه افراد اطرافیان نیز چنین فکر کنند و باور کنند. اغلب خودشیفتگان کاملاً خودخواه، متکبر و حسود هستند. خودشیفتگی به عنوان یک اختلال روانی و شخصیتی طبقه بندی می شود.

انواع خودشیفتگی:

در اینجا دو نوع متفاوت خودشیفتگی وجود دارد:

1. خودشیفتگی آسیب پذیر:

1. یک خودشیفته آسیب پذیر، خجالتی و درونگرا خواهد بود. به نظر می رسد کسی که دارای یک عقده حقارت است و ممکن است قضیه آنقدر شدید باشد که شخص برای غلبه بر آن به هر طریقی مراجعه کند.

2. برای پنهان کردن احساس کمرویی و اعتماد به نفس کم، خودشیفته ماسکی از استکبار و نفرت خواهد پوشید. در بسیاری موارد، یک خودشیفته آسیب پذیر احساس بی ارزشی خواهد داشت.

3. به خصوص در مورد شریک زندگی، فرد خودشیفته ممکن است بیش از حد اعتماد به نفس داشته باشد. یک خودشیفته نیاز دارد بدون توجه به آنچه دیگران احساس می کنند ، احساس برتری کند.

4. یکی از اصلی ترین دلایلی که فرد با خودشیفتگی رفتار می کند از ترس رد شدن است. ترس از تنها ماندن یا رها شدن توسط شریک زندگی. ممکن است خودشیفتگان فراموش کنند که دوست داشتن و مراقبت از هم، به همان اندازه مهم است.

5. یک فرد خودشیفته آسیب‌ پذیر ممکن است به تاکتیک‌ های حیله گرانه مانند خود و احساس گناه متوسل شود تا توجه و همدردی شریک خود را جلب کند.

2. خودشیفتگی گرندیوز:

1. این دسته متداول ترین خودشیفتگان هستند. آنها معمولاً به عنوان خودشیفتگان غیرقابل انکار شناخته می شوند. تقریباً همیشه با اعتماد به نفس و خونسرد هستند و شریک زندگی خود یا سایر افراد اهمیتی نمی دهند.

2. در تقابل شدید با خودشیفتگان آسیب پذیر، خودشیفتگان گرندیوز سعی می کنند با قرار گرفتن در مقابلتان، توجه و تحسین شما را جلب کنند. آنها از این واقعیت که مردم ممکن است به آنها خودخواه و خودمحور بنگرند توجه نخواهند کرد. در واقع، این فقط باعث تقویت اعتماد به نفس آنها می شود.

3. گرندیوزها برخلاف خودشیفتگان آسیب پذیر، خود را بالاتر از همه، حتی شریک زندگی خود می دانند. آنها کسی را بهتر از خود نمی دانند، بنابراین با دیگران با احترام و تحسین رفتار نمی کنند. در حقیقت، اگر کسی به گونه ای رفتار کند که دلخواه آنها نباشد، باعث عصبانیت آنها می شود. آنها نیاز ذاتی دارند که به همه افراد پیرامون خود برتری خود را ثابت کنند.

4. برای دریافت تحسین، تأیید و احترام کامل از شریک زندگی خود، به هر وسیله ای از جمله عصبانیت متوسل می شوند و باعث می شوند شریک زندگی احساس گناه یا بی ارزشی کند.

خصوصیات همسر خودشیفته:

ممکن است این علایم را گاهی در خود حس کرده باشید، یا شاید احساس کنید که گاهی اوقات شریک زندگی تان چنین است. اما اگر شریک زندگی تان به طور مداوم این علایم را دارد، این احتمال وجود دارد، شما با خودشیفتگی و یک رابطه سمی درگیر هستید:

1. همیشه در مورد خود صحبت می کند:

همسر خودشیفته همیشه رهبری خواهد کرد و در مورد خود صحبت می کند. اگر سعی کردید نظر خود را بیان کنید، تنها یک پنجره کوچک برای صحبت کردن به شما می دهد و دوباره به سمت صحبت کردن در مورد خود حرکت می کند. ابراز عقاید یا ایده ها می تواند مشکل باشد. همچنین، اگر چیزی را بگویید که با دیدگاه همسرتان همخوانی نداشته باشد، او سعی خواهد کرد تا شما را اصلاح کند، یا آن را به طور کامل نادیده بگیرد. همچنین ممکن است متوجه شوید که در تلاش برای انجام این کار، همسرتان ممکن است با صدای بلند، بی ادبانه و متکبر باشد.

2. هیچ قانونی اعمال نمی شود:

کسانی که تمایل به خودشیفتگی دارند، همیشه قوانین را به عنوان چیزی می دانند که فراتر از شأن آنهاست که از آن پیروی کنند. عادات ساده مانند پیروی از قانون راهنمایی و رانندگی یا رعایت تعهد زمانی چیزی نخواهد بود که شریک زندگی شما به آن احترام بگذارد. در حقیقت، ممکن است همه را پشت سر بگذارد تا به طور خاص یک قانون را زیر پا بگذارد و نشان دهد که برایش مهم نیست.

3. به نظر می رسد همیشه اولویت اول خواهد بود:

از نظر همسر خودشیفته، همیشه ظاهر مهمترین چیز خواهد بود، زیرا اولین برداشت از اهمیت بالایی برخوردار است. او وقت زیادی را برای مراقبت از ظاهر، از جمله لباس، کفش، لوازم جانبی، عطر و غیره صرف خواهد کرد. پس از آماده شدن، از شما انتظار دارد که ظاهر او را تحسین و قدردانی کنید و به او بگویید که چقدر شگفت انگیز به نظر می رسد.

5- به راحتی اذیت می شود:

اگر هربار که با شریک زندگی خود مخالفت کنید و یا توجه وی را جلب نکردید، همیشه یک خلسه خفیف یا مرحله سرکشی وجود خواهد داشت. اگر به اندازه کافی وقت خود را برای او نگذارید، خیلی راحت اذیت خواهد شد. ستایش بالا و بهترین جوایز انسانی نیز همان چیزی است که او به دنبال آن است. همیشه دوست دارد که به عنوان بهترین فرد در اطراف نشان داده شود. اگر در این کار کوتاهی کنید، آماده باشید که احساس گناه را تحمل کنید.

6. بزرگتر از هر کس دیگری:

او ممکن است شما را دوست داشته باشد یا دوست نداشته باشد، اما همچنان با این وجود اعتقاد دارند که شما بهترین شریک زندگی در دنیا را دارید. برای یک فرد خودشیفته، هر رابطه ای مربوط به خود آنها است. او واقعاً احساس خواهد کرد که چیزی از یک فرد مشهور کمتر ندارد و در نتیجه، احساس تحسین ویژه خواهد داشت. با توجه به این تصویر بزرگ در ذهن خود، او باور خواهد کرد که بدون او نمی توانید زندگی کنید.

7. بدون مفهوم مرزها:

خودشیفتگان فضای شخصی به دیگران و چگونگی احترام به مرزهای اجتماعی را درک نمی کنند. این بدان معناست که به عنوان یک شریک زندگی، این واقعیت را در نظر نمی گیرد که عملکرد او می تواند به شما آسیب برساند یا اینکه ممکن است همیشه با آنچه انجام می دهد موافق نیستید. او ممکن است پول شما یا هرگونه دارایی با ارزش را قرض داده و برای بازگشت آن زحمتی به خرج ندهد. این یک عادت مکرر می شود.

همسر خودشیفته
همسر خودشیفته

6 علت احتمالی خودشیفتگی:

علل مشخصی وجود ندارد برای ابتلا به اختلال خودشیفتگی وجود ندارد. در حالی که برخی از متخصصان احساس می کنند که ریشه خودشیفتگی در حوادثی اتفاق می افتد که ممکن است در کودکی فرد اتفاق افتاده باشد و بر این اساس او را تحت تأثیر قرار دهد ، برخی دیگر احساس می کنند که در سن جوانی فرد در معرض خودشیفتگی قرار می گیرد و این می تواند منجر به خودشیفتگی شود.

در اینجا برخی از متداول ترین دلایلی که متخصصان احساس می کنند می توانند به خودشیفتگی منجر شوند، را ذکر کرده ایم. اگرچه اثبات قطعی در مورد آن وجود ندارد:

1. بیش از حد به عنوان یک کودک برتر:

اگر کودک همیشه تحت تأثیر والدین و سایر اعضای خانواده قرار بگیرد، ممکن است احساس فوق العاده ویژه و برتر کند.

2. انتظار بالای والدین:

هنگامی که والدین از کودک انتظارات بسیار بالایی دارند، این فشار غیرمترقبه ای را ایجاد می کند و کودک را به سمت شخصتیی می برد که همیشه سعی کند مردم را خوشحال کند. حتی اگر از آن لذت نبرد ، او همیشه سعی خواهد کرد تا مطابق انتظار والدین باشد و در صورت عدم انجام این کار احساس گناه خواهد کرد.

3. احساس غفلت:

عدم توجه کافی والدین می تواند منجر به احساس غفلت شود. در نتیجه کودک ممکن است بزرگ شود و خواستار توجه مطلق ، زمان و فداکاری از شریک زندگی باشد.

4- سوءاستفاده در کودکی:

در موارد خاص، کودک اگر با نوعی سوءاستفاده مانند خشونت جسمی، سوءاستفاده زبانی، تهدید و … روبرو شود، می تواند منجر به خودشیفتگی شود.

5. وراثت ژنتیکی:

خصوصیات شخصیتی خودشیفتگی همچنین می تواند با آرایش ژنتیکی مرتبط باشد، جایی که مغز رفتار می کند، فکر می کند و به شیوه های خاص به موقعیت های خاص و محرک ها واکنش نشان می دهد.

6. نمی توان احساسات خود را به عنوان یک کودک تخلیه کرد:

اگر از کودک خواسته شود که به طور مداوم احساسات را پوشانده و آن را نشانه ضعف بداند، می تواند به یک ویژگی منفی شخصیت بدل شود. با بزرگ شدن، این کودک قادر به درک احساسات دیگران نخواهد بود و فرد همدلی نخواهد بود.

آیا خودشیفتگی منشا دیگری دارد؟

در چند مورد، یک شخص خودشیفته می تواند پدر و مادر خودشیفته داشته باشد. والدین خودشیفته به فرزندان خود فرصتهای مختلفی برای توسعه می دهند، اما هیچ انگیزه، پشتیبانی و یا عشق واقعی به وجود نمی آورند. به عنوان مثال، پدر یا مادر خودشیفته از کودک می خواهد، تا لاف بزند. با این حال، آنها هیچ کمک یا راهنمایی واقعی برای کمک به کودک را ارائه نمی دهند.

اگر شریک زندگی شما ویژگی شخصیتی خودشیفتگی دارد، می تواند به معنای این باشد که وی احساس می کند رها شده است یا به عنوان یک کودک دوست داشته نشده است. همچنین، شریک زندگی شما ممکن است مجبور شده باشد که به عنوان یک کودک برای بدست آوردن آنچه مورد نیازش است، تلاش زیادی کند. آنها باید تلاش زیادی می کردند تا از هرگونه احساس ناامیدی و سردرگمی خارج شوند.

عوارض خودشیفتگی در روابط:

هنگامی که با شخصیتی خودشیفتگی در ارتباط هستید، احتمال دارد که رابطه شما در یک مارپیچ نزولی قرار داشته باشد. در اینجا چند روش وجود دارد که خودشیفتگی شریک زندگی تان می تواند رابطه را متلاشی کند:

عشق بدون قید و شرط وجود ندارد: همسر خودشیفته شما هرگز نمی تواند کاملاً شما را دوست داشته باشد. بیشتر خودشیفتگان برای دوست داشتن و پذیرش خودشان مشکل دارند.

قادر به درک نیازهای شما نیست: او خود را بیش از حد بر نیازهای خود متمرکز می کند و هرگز نمی تواند نیازهای شما در رابطه را درک کند.

هیچ کنترلی بر زندگی شما وجود ندارد: در حالی که با خودشیفتگی در ارتباط هستید، اما کنترل بسیاری از جوانب زندگی خود را ندارید. شریک زندگی شما بسیار متقاعد کننده شما را کنترل خواهد کرد و از طرف شما تصمیم گیری خواهد کرد.

حسادت شدید و از دست دادن زندگی اجتماعی: او خیلی زود حسادت می کند و ممکن است بی توجهی شما را به عنوان نشانه عدم علاقه بداند. همچنین ممکن است از دیگر روابط شما مانند روابط با دوستان، همکاران یا خانواده خود ناراحت شود و توجه، زمان و عشق صددرصد شما را بخواهد.

از دست دادن ارزش خود: همسر خودشیفته در روابط هرگز خوشحال نخواهد شد و مواقعی پیش خواهد آمد که شما احساس گناه و مسئولیت خواهید کرد. ممکن است فکر کنید که برای شریک زندگی خود به اندازه کافی خوب نیستید و دلیل عدم رضایت شریک زندگی شما به دلیل عدم موفقیت شماست. به زودی احساسات تان می تواند به سمت خودتان برگردد، جایی که شما خود را مسئول رفتار منفی شریک زندگی خود خواهید کرد.

نحوه برخورد با یک همسر خودشیفته:

  • به دنبال تاکتیک های توجه همسر خود نباشید. درعوض، به خود بگویید که خوب است که برای خودتان وقت بگذارید.
  • به خود بگویید که شما یک شخص فوق العاده هستید که قادر به دوست داشتن و تصمیم گیری هوشمندانه هستید. ارزش خود را در یکی از نکات برتر اولویت خود حفظ کنید و مطمئن شوید که هر روز به خود یادآوری می کنید که لیاقت عشق، احترام و تحسین را دارید.
  • اگر می خواهید رابطه برقرار کنید اما دائماً مورد انتقاد قرار می گیرید، با افرادی که از ماهیت شما آگاه هستند تماس بگیرید و با آنها صحبت کنید. بیرون بروید و با دوستان خود ملاقات کنید، از طریق تلفن با آنها صحبت کنید و اهمیت و خوبی های خود را به عنوان یک انسان دوباره تأیید کنید.
  • درک کنید که به طور ناگهانی نمی توانید شخصیت همسر خودشیفته خود را تغییر دهید و ممکن است هرگز به هیچ وجه نتوانید شخصیت او را تغییر دهید.
  • از به اشتراک گذاشتن احساسات خود با همسرتان دریغ نکنید. اگر در روابط احساس بی علاقگی دارید، بدون نگرانی از اینکه به شریک زندگی تان صدمه بزنید، به او بگویید. در ارتباطات خود صادق باشید و بدون ترس صحبت کنید.
  • به شریک زندگی خود در مورد چیزهایی بگویید که در یک رابطه برای شما قابل قبول نیست و مرزهایی را تعیین کنید. همچنین، اطمینان حاصل کنید که به همسرتان عواقب شکستن آن مرزها را می گویید ، اما این کار را بدون صدایی هشدار دهنده یا مجازات انجام دهید.

نحوه درمان خودشیفتگی:

راه اصلی برای درمان خودشیفتگی از طریق روان درمانی است که اغلب گزینه درمانی طولانی مدت است. در اینجا چند نکته وجود دارد که می توانند کمک کنند:

  • به شخص کمک کنید تا بهتر با دیگران ارتباط برقرار کند و رابطه ای محکم تر و دوست داشتنی برقرار کند.
  • درک کنید که چه عاملی باعث ایجاد احساسات منفی می شود و یاد بگیرید که چگونه با آنها به طور مثبت رفتار کنید.
  • خود بالقوه را درک کنید تا پذیرش انتقاد و عمل به آنها آسان تر شود.
  • هیچ دارویی که برای درمان خودشیفتگی استفاده شود وجود ندارد. اما اگر شریک زندگی شما علائم دیگری مانند افسردگی ، اضطراب یا موارد دیگر داشته باشد ، پزشک ممکن است داروهای لازم را تجویز کند.

نحوه کنترل خودشیفتگی:

کنترل خودشیفتگی دشوار است، اما با گذشت زمان و صبر کردن، مراحل زیر می تواند کمک کند:

  • هر بار که از یک عمل یا اظهار نظر ناراحت می شوید، مدتی وقت بگذارید تا بفهمید چرا این اقدام خاص اتفاق افتاده است. بفهمید که چه کاری انجام داده اید که منجر به چنین واکنشی شده است. شناسایی محرکها اولین قدم برای موفقیت در رسیدگی به خودشیفتگی خواهد بود.
  • خودتان را کمی آرام کنید و درک کنید که اشکالی ندارد که تمام وقت کامل نباشید. موفقیت و شکست بخشی از زندگی است و درست همانطور که ممکن است در بسیاری از کارهایی که انجام می دهید موفق باشید، همچنین در مناطق خاصی از زندگی ناکام بمانید.
  • با دیگران ارتباط برقرار کنید. می توانید به یک کلاس بپیوندید و یک مربی را دنبال کنید تا مطمئناً بتوانید چیزهای جدیدی یاد بگیرید. یادگیری پیروی از دستورالعمل ها و اذعان داشتن شخص دیگری در هر زمینه ای برتر از شما نیز راه خوبی برای این است که به ذهنتان بگویید که برترترین فرد در اطراف نیستید.

چگونه می توان از روابط خودشیفتگی خارج شد:

پایان دادن به یک رابطه همیشه دردناک است و کسی که در خودشیفتگی درگیر شده باشد، خارج شدن از آن به مراتب سخت تر خواهد بود. خودشیفته ها معمولاً در مجاب کردن افراد بسیار عالی هستند، بنابراین حتی اگر  احساس کنید که باید از رابطه خارج شوید، ممکن است شما را متقاعد کند که آماده این کار نیستید. در اینجا چند نکته وجود دارد که باید برای خارج شدن از یک رابطه خودشیفتگی در نظر بگیرید:

  • درک کنید که شریک زندگی شما هرگز تغییر نخواهد کرد و به خود بگویید که شما لیاقت بهترین ها را دارید.
  • در فعالیتهای خارج از رابطه زناشویی که باعث می شود احساس خوشبختی کنید، وقت بگذرانید. زندگی خود را بر محور خواسته ها و نیازهای شریک زندگی خود قرار ندهید.
  • از نظر جسمی و عاطفی خود را از او بیگانه کنید. هر وقت احساس کردید نسبت به شریک زندگی خود ناعادلانه نیستید، به خود بگویید که در عوض نسبت به خود منصف هستید.
  • اگر قادر نیستید آن را بیان کنید، نامه ای به شریک خودشیفته خود بنویسید و توضیح دهید که چرا میخواهید بروید و تمام درد و عصبانیت خود را ابراز کنید.
سخن پایانی:

هنگامی که با خودشیفتگی در ارتباط هستید، زندگی تان دیگر برای شما نخواهد بود، بلکه کاملاً توسط شریک زندگی تان تصرف خواهد شد. علائم هشدار دهنده را در سریعترین زمان بخوانید و سعی کنید آنچه را که صحیح است گه داشته و آنچه قابل قبول نیست را دور بریزید. مهمتر از همه، به یاد داشته باشید که شما یک انسان شگفت انگیز هستید که مستحق عشق و خوشبختی زیادی هستید، بنابراین عاقلانه انتخاب کنید.

رابطه با یک همسر خودشیفته و تحمل آن بسیار دردناک خواهد بود. در صورتی که در همچین رابطه ای گرفتار شده اید، اولین قدم بهتر است با یک مشاوره ازدواج گفتگو داشته ابشید تا در بهترین تصمیم شما را یاری کنید. گروه مشاوره نیک همراه با مشاوره های حضری، آنلاین و تلفنی نقش بسیار موثری در بهبود روابط زوجین بر عهده دارد.

021-28424894

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.