به نظر شما به چه دلیلی نامزدم مرا به دوستان و خانواده اش معرفی نمی کند؟

نامزدی های پنهانی

0 54

حدود 9 ماه است که با مردی آشنا شده ام. او در این مدت مرا به خانواده اش و دوستانش معرفی نکرده است. او در گذشته یک بار ازدواج کرده است و بچه نیز دارد. اما من هرگز بچه های او را ندیده ام.

ما بیشتر اوقات با هم تنها هستیم. بیشتر وقتمان را یا در آپارتمان من می گذرانیم یا در آپارتمان او. تازه وقتی هم مجبور می شویم بیرون برویم در آخرین لحظات این کار را می کنیم. او می گوید آدم خاصی هست و دوست ندارد دیگران را وارد این رابطه کند. اما من گمان می کنم که او راست نمی گوید.

نظر شما چیست؟

دوست ندارم این را به شما بگویم، اما رفتار نامزدتان شک برانگیز است. یعنی او از این که کسی شما را با او ببیند شرمنده می شود و می خواهد هر طور شده شما را از دید دیگران پنهان کند.

به چند دلیل مکمن است این کار را بکند:

  1. شاید تصور می کند برایش به اندازه کافی خوب و مناسب نیستید و نمی تواند شما را به عنوان نامزد رسمی خود به دیگران معرفی کند.
  2. ممکن است شما مطابق معیارهای او در مورد زن آرمانی نباشید.
  3. ممکن است از سابقه و گذشته تان راضی نباشد.

گفتن این مورد شاید بسیار بدتر و ناراحت کننده تر بنظر برسد، اما از اهمیت بیشتری برخوردار است و آن این است که:

  • ممکن است با کس دیگری ازدواج کرده باشد و در حال خیانت کردن به اوست.

بنابراین دزدکی این طرف و آن طرف رفتن ها، معاشرت نکردن او با دیگران و دور نگهداشتن شما از زندگی خودش را به مواردی که پیش تر گفته ام اضافه کنید.

به نظر شما به چه دلیلی نامزدم مرا به دوستان و خانواده اش معرفی نمی کند؟

شرط می بندم که خودتان در خلوت و در درون خود به این گمان ها رسیده بودید، اما نمی خواستید با آن ها روبه رو شوید چرا که باید نزد خود اعتراف می کردید که او آدم سطحی و تو خالی است.

اگر از عزت نفس کافی بهره مندید باید بی معطلی به این رابطه خاتمه دهید. احترام گذاشتن و حفظ عزت نفس در این مقطع برای شما اقدامی کلیدی محسوب می شود. واضح است که او برای شما احترامی قائل نیست و رفتارش با شما بسیار غیر محترمانه است.

طبق آنچه گفته شد شما در برابر او خوار و ضعیف شده اید و باید از خودتان بپرسید:

  1. چرا من باید چنین برخوردی را آن هم این همه مدت تحمل کنم؟
  2. چه چیزی در برنامه ریزی روحی-احساسی ام در گذشته وجود داشته که باعث شده جذب چنین مردانی شوم؟
  3. چرا کسانی که به آن ها علاقه مند می شوم چنین غیرمحترمانه با من برخورد می کنند، گویی هرگز برایشان مهم نیستم؟
  4. چرا چیزهایی را که اینقدر واضح هستند انکار می کنم؟
  5. چگونه باید دست از این کار بردارم؟
  6. چگونه می توانم زخم های عاطفی-روحی گذشته را التیام دهم، تا دوباره از همان نقطه صدمه نخورم؟

حال وقت آن رسیده که به قدر کافی خودتان را دوست بدارید و بدانید سزاوار نیست با شما طوری رفتار شود گویی رازی پنهان و عجیب و غریب هستید که باید از دید همگان پنهان بماند. کسی که با شما رابطه دارد باید خود را خوش اقبال بداند که با شما برخورد کرده است و از حضور شما در زندگی خود هیجان زده باشد و به وجودتان افتخار کند و پز شما را به دیگران بدهد.

هرچه زودتر خودتان را از شر این رابطه ناسالم خلاص کنید. به همان میزان زودتر کسی را پیدا خواهید کرد که رفتاری مناسب تر و شایسته تر با شما دارد.

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.