چگونه میتوان کاری کرد تا شخصی تغییر کند و از نظر روحی _ احساسی برون گراتر شود؟

راه هایی برای بهتر شدن رابطه زندگی مشترک

0 99

هرگاه سعی میکنم با همسرم درباره رابطه مان صحبت کنم، او طوری رفتار میکند که گویی از همه چیز راضی است. او می گوید هیچ مشکلی ندارد و از همین که هست، راضی و خوشحال است. اما من از این وضع راضی نیستم. صرف نظر از این که من چه می کنم، او می گوید علاقه ای به تغییر ندارد. چگونه میتوانم او را تشویق کنم تا کمی از نظر روحی _ احساسی برون گراتر شود؟

شاید از پاسخی که می دهم خوشتان نیاید. شما نمی توانید کسی را به زور به رشد و تغییر وا دارید. او خودش باید خودش را به رشد و تغییر کردن، ترغیب کند. با این که آن چه گفتم منطقی است، میدانم در ضمن بسیار نیز دردناک و ناراحت کننده است که ببینیم کسی که دوستش داریم تمایلی به تغییر و رشد کردن ندارد و احتمال آن می رود که رابطه مان در آینده دچار مشکل و بحران شود.

چگونه میتوان کاری کرد تا شخصی تغییر کند و از نظر روحی _ احساسی برون گراتر شود؟
چگونه میتوان کاری کرد تا شخصی تغییر کند و از نظر روحی _ احساسی برون گراتر شود؟

من در زندگی خودم چندین بار بر سر همین دو راهی قرار گرفته ام و دریافته ام که کنار آمدن با این موضوع دشوار است. هنگامی که میبینید همسرتان درست در برابر پذیرش همان کمک هایی که در واقع ازدواجتان را نجات می دهد مقاومت می کند، انگار شاهد باشید کسی که دوستش دارید در حال غرق شدن در اقیانوس است و می خواهید او را نجات دهید، اما وقتی جلیقه نجات را به سوی او پرتاب میکنید، او جلیقه را کنار بزند و ادعا کند که نیازی به آن ندارد. می دانید که اگر دست دراز نکند و جلیقه را نگیرد او را از دست خواهید داد، بنابر این به او التماس میکنید اما باز قبول نمیکند و شما میبینید که چطور از میان دستتان سر میخورد و می رود.
یکی از مهم ترین درس هایی که درباره ی عشق آموخته ام این است:

برخی افراد قادر نیستند همان گونه که شما دوست دارید به شما عشق ورزیده شود به شما عشق بورزند یا آن نوع رابطه ای را با شما بر قرار کنند که شما آن را می خواهید.
این بدین معنا نیست که آنان بدقلق و لجباز هستند و در عمل سعی می کنند شما را ناراحت کنند. آنان نه می خواهند و نه می توانند در همان سطح و اندازه ی روحی شما ظاهر شوند.

متاسفانه اغلب زوج ها در ابتدای روابط خود به اندازه ی کافی درباره مسائل و مشکلات خود با یکدیگر گفتگو نمی کنند تا بفهمند آیا به اندازه ی کافی از نظر روحی با هم تفاهم دارند و آیا می توانند در کنار هم خوشحال و راضی باشند یا نه. آنان عاشق می شوند و بعد تشکیل خانواده می دهند و سپس می فهمند که در کل دو آدم با دو روحیه ی صد در صد متضاد هستند که خواسته ها و نیازهایشان و تلقی شان از صمیمیت و رابطه با یکدیگر بسیار متفاوت است. در این جا منظور این نیست که یکی درست می گوید و دیگری غلط، بلکه مساله این است که دو طرف در سبک و شیوه ی عشق ورزیدن با یکدیگر تفاهم ندارند.

در این جا پیشنهاد می کنم بدون این که همسرتان را سرزنش کنید یا احساس ‘خوب نبودن’ به او بدهید، بنشینید و با او صمیمانه گفتگو کنید و چیزی شبیه این را به او بگویید:

خیلی دوستت دارم. اما خسته شده ام از این که این همه سال برای بهبود رابطه مان کار کرده ام. شاهد بودی که این همه سال همیشه از تو عاجزانه خواسته ام با هم برای حل مسائل و مشکلاتی که در رابطه مان داریم کار کنیم تا تو کمی از نظر روحی برون گراتر شوی. این همه تلاشی که کرده ام به این دلیل بوده است که می خواستم ازدواج و رابطه مان حفظ شود.
من از این ازدواج ناراضی هستم. اما تو همیشه می گویی از رابطه مان خیلی هم راضی هستی و بر خلاف من که به تغییر و رشد علاقه مند هستم تو هیچ علاقه ای به تغییر و رشد نداری. اما من دیگر به حرف هایی که می زنی توجهی نمی کنم. خسته شده ام از بس از تو خواستم تغییر کنی. حال فهمیده ام که اشتباه می کردم. راه تو در زندگی از راه من جدا است. راه من بهتر از راه تو نیست، فقط با راه تو فرق میکند.
بنابر این عزیزم، میخوام هم به تو فرصتی بدهم؛ آن هم هر مقداری که تو نیاز داری، چند روز یا چند هفته. تا از خودت برای آخرین بار بپرسی آیا از زندگی ات همین طور که هست راضی هستی و دوست نداری همسرت از تو بخواهد برخی تغییرات را در خود ایجاد کنی و از نظر روحی برون گراتر شوی؟
اگر چنین نظری داری و همه چیز برایت خوب است و نیازی به تغییر نمی بینی و دوست هم نداری تغییر کنی، پس از این جا راه من و تو از هم جدا می شود و من مجبورم بقیه راه را بدون تو طی کنم.
ببین، من میخواهم رابطه مان طوری باشد که من و همسرم همیشه با هم رشد و تغییر کنیم؛ طوری که در عمل برای ایجاد صمیمیت بیشتر با هم کار کنیم و روز به روز نزدیکتر و صمیمیتر و عاشق تر شویم. این یکی از مهم ترین چیز هایی است که من در زندگی برای آن ارزش قائلم. من همیشه میخواستم چنین زندگی و رابطه ای با تو داشته باشم. اما اگر چیزی که تو از زندگی می خواسته ای این نبوده، من نیز متوجه شده ام که این نوع زندگی مورد علاقه ی تو نیست؛
پس خودم را رها میکنم و به دنبال شخصی میروم که تصویر او از عشق همانی باشد که من به دنبال آن هستم، و تو را نیز رها می کنم که به دنبال کسی بروی که تو را دوست داشته باشد و راهش درست همان راه تو باشد.

از نظر روحی شهامت این گفتگو را با همسرتان پیدا کنید. هر چند این یکی از سخت ترین کارهاست، در عین حال مهر آمیزترین و بهترین کاری است که نه تنها در حق خودتان بلکه در حق همسرتان کرده اید.

من از زبان کسانی که چنین گفتگویی با نامزد/ همسرشان داشته اند، شنیده ام که گفته اند بعد از این گونه صحبت ها نامزد/همسرشان به طرزی معجزه آسا دستخوش تغییراتی بزرگ شده و تمام و کمال نیروی خود را صرف تغییر و رشد شخصی کرده است؛ بنابر این تغییر امکان پذیر است.

بالاخره نتیجه هر چه باشد، وقت آن رسیده است که از این مرحله ی زندگی نیز عبور کنید. زندگی تان یا این طرفی می شود یا آن طرفی، و بالاخره شما به آن نوع رابطه ای که همواره رویایی آن را در سر می پروراندید خواهید رسید.

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.