چگونه می توانید زندگی در گذشته را رها کنید

با همسری که گذشته دردناکی داشته است چه میشه کرد؟

0 51
چگونه می توانید یک زندگی شاد داشته باشید وقتی که نمی توانید گذشته را ترک کنید؟ شما به جای تمرکز بر روی زندگی کنونی تان، همچنان در گذشته سیر می کنید. ماندن در خاطرات گذشته و مرور آنها و یا خود را به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش می کنید. اینگونه افراد چگونه می توانند از لحظات امروزشان لذت ببرند. با این حال افراد زیادی هستند که هر روز با یک دید مثبت به زندگی و همچنین شادی روزگار را می گذرانند. راز آنها چیست؟ چون آنها روی گذشته تمرکز ندارند. این راهنما را بخوانید تا یاد بگیرید که چگونه می توانید زندگی در گذشته را رها کنید و زندگی شادی داشته باشید.

چگونه می توانید زندگی در گذشته را رها کنید

زندگی برخی از افراد با خاطرات خاصی از گذشته پر شده است. این به خودی خود یک چیز بسیار قابل توجه است. هیچ کس در گذشته زندگی نمی کند گذشته ها گذشته. شما نباید گذشته را پشت سر بگذارید. گذشته همیشه پشت سر شماست. برخی از مردم زمان زیادی را صرف یادآوری خاطرات، بازنویسی و یادآوری رویدادهای گذشته سر می کنند. زندگی تنها یک رویداد “در حال حاضر” است. 
زندگی در گذشته
زندگی در گذشته
اجازه دهید احساساتتان جریان یابد
یکی از اشتباهات بسیاری که مردم انجام می دهند اینست که سعی می کنند احساساتشان را کاملا نادیده بگیرند. این بدترین کاری است که می توان انجام داد. برای حرکت کردن به جلو ابتدا باید درک کنید که چرا شما در وهله اول ناراحت هستید. گریه کنید تا زمانی که می توانید. اگر هم نمی توانید بیشتر گریه کنید سرتان را به بالش بگذارید و تا زمانی که احساس سبکی کردید، گریه کردن را ادامه دهید. 
اجازه ندهید افکار منفی ذهن شما را احاطه کند

احساسات خود را بیان کنید، اما در مورد آنها سکوت نکنید. تفکر منفی بسیار مهم است زیرا شما را از نگاه مثبت در زندگی منحرف می کند و اجازه گذر از گذشته را سخت تر می کند. ذهن خود را با افکار منفی خراب نکنید. هنگامی که افکار منفی به ذهنتان هجوم آوردند، ذهن خود را از آن دور کنید. ویلی نلسون درباره قدرت تفکر مثبت می گوید:

“هنگامی که افکار منفی را با مثبت جایگزین می کنید، شروع به گرفتن نتایج مثبت خواهید کرد.”

از اتفاقات گذشته درس بگیرید

از تجربه های گذشته به نفع امروز استفاده کنید. با درس گرفتن از یک تجربه، شما بیشتر در مورد خودتان و آنچه را که شما را خوشحال می کند تجربه کسب خواهید کرد. کشف کرده اید که دیگر فعالیت های خاصی را دوست ندارید، یا دوستان واقعی خود را شناختید. اکنون می دانید که در آن فعالیت شرکت نکنید یا با دوستان واقعی خود وقت بگذارید و دوستان بد خود را کنار بگذارید. از این تجربیات به نفع خود استفاده کنید تا بیاموزید چه چیزهایی در زندگی شما را خوشحال خواهد کرد.

توقف قربانی شدن

هنگامی که به ذهنیت قربانی رسیدید، اغلب می بینید که تمام افکار شما به آسیب های گذشته متمرکز خواهد شد. ذهن شما از این افکار رنج می برد و شما حس خواهید کرد که همه چیز همیشه برای شما اشتباه بوده است.

البته این طور نیست، زیرا شما کنترل سرنوشت خود را دارید. شما نباید فکر کنید چون قبلا شکست خورده اید، حالا هم شکست خواهید خورد. در عوض، به یاد داشته باشید که شما کنترل زندگی خود را دارید و مجبور نیستید قربانی شوید.

ببخشید و فراموش کنید

بهترین درسهایی که می توانید در زندگی یاد بگیرید، این است که ببخشید و فراموش کنید. شاید آن شخص فکر کند که نباید از شما عذرخواهی کند اما این که منتظر عذرخواهی او باشید، به شما کمک نخواهد کرد. در نهایت تنها کسی که به شما آسیب رسانده است خودتان هستید زیرا شما از گذشته نگذشته اید. نباید برای عذرخواهی منتظر باشید و وقت خود را تلف کنید.

خودتان را بهتر بشناسید

شما گذشته را پشت سر گذاشته اید و در حال حرکت هستید، بنابراین اکنون زمان توجه به خودتان است. این زمان برای شناختن بهتر از خودتان است تا یاد بگیرید که چه چیزی باعث خوشحالی شما می شود. بیرون بروید و در فعالیت های جدید شرکت کنید. شناخت خودتان و آنچه که از زندگی می خواهید، در دراز مدت شما را خوشحال می کند.

گذشته را فراموش کرده و در لحظه زندگی کن

یکی از بهترین سخنان اینست که «زندگی در لحظه است». به گذشته نگاه نکنید، زیرا آنچه رخ داده است نمی تواند تغییر کند. به حال حاضر نگاه کنید. شما دوباره این لحظه را نخواهید دید، به همین دلیل باید بیشتر از آن استفاده کنید.

گذشته را پشت سر بگذارید، اتفاقات افتاده است و نمیتوانید آن را تغییر دهید. بر روی اکنون تمرکز کنید. یک انتخاب مثبت یک زندگی شاد را به شما خواهد داد.

چرا همیشه به گذشته فکر میکنم
چرا همیشه به گذشته فکر میکنم
چگونه می توانم به همسرم کمک کنم بر مشکلات روحی بر جای مانده از گذشته اش غلبه کند، چرا که کودکی دردناکی داشته است؟
  • همسرم کودکی سختی داشته، سرشار از اذیت و آزار جسمی و کلامی و عاری از عشق و محبت. در نتیجه او خودش را پشت یک دیوار ستبر روحی پنهان کرده است. هر کاری می کنم، نمی توانم از حصاری که او به دور خودش کشیده عبور کنم. می دانم خیلی دوستم دارد، اما با ابزار این دوست داشتن به من مشکل دارد و به تازگی خیلی سرد و بی اعتنا شده است. آیا برای کسی مثل او این امکان وجود دارد که روزی بتواند از نظر روحی برون گرا شود؟ چطور می توانم به او کمک کنم این دیوار روحی را بشکند؟

ممکن است آنچه را می خواهم به شما بگویم دوست نداشته باشید. شکستن این دیوار روحی وظیفه ی شما نیست. باید خود را از این زندان روحی آزاد کند.
شاید مانند بسیاری از ما، شما هم عاشق آدمی دردمند شده اید که دوست داشتید هر طور شده نجاتش بدهید و در این بین از همسرتان این سوال مهم را نکرده اید که:

  • آیا خودت هم می خواهی تغییر کنی؟
  • آیا می خواهی از نظر روحی برون گرا تر شوی؟
  • آیا مایل هستی هر کاری را که لازم باشد انجام بدهی، از مشاوره گرفتن و کتاب خواندن گرفته تا شرکت در سخنرانی، تا زخم های کودکی ات را التیام بدهی؟

چگونه به گذشته فکر نکنیم؟

موفقیت یا شکست شما در ازدواج به پاسخ این سوال بستگی دارد.

اگر همسرتان بخواهد زخم های کودکی خود را التیام بدهد روزنه ی امیدی وجود دارد. اما چنانچه او تمایل نداشته باشد یا در اصل نتواند چنین سفر التیام بخشی را آغاز کند، شما باید با این واقعیت تلخ روبه رو شوید که ممکن است همسرتان ظرفیت روحی-عاطفی لازم برای برقراری آن نوع رابطه ای را که شما می خواهید نداشته باشد، یا دست کم اکنون نداشته باشد، و حتی اگر مدتی طولانی نیز بگذرد، باز هم آمادگی لازم را پیدا نکند.

برخی از ما چنان زخم خورده و یا آسیب دیده هستیم که به راحتی نمی توانیم عشق بورزیم. وا داشتن همسرتان به تغییر از فردی درونگرا به برونگرا ، ممکن است در عمل احساس او را نسبت به خودش بدتر کند و در نهایت احساس کند اگر در گیر رابطه ای کم زحمت تر و کم توقع تر بود یا به تنهایی زندگی می کرد و مجرد بود، کمتر احساس شکست خوردگی می کرد.

مشکلات روحی مرد
بیماری ماندن در گذشته

چگونه از گذشته خلاص شویم

هنگامی که سوالاتی را که ذکر کردم از همسرتان کردید، باید چند تایی از آن ها را از خودتان بکنید. زیرا تصادفی نیست که شما درگیر چنین رابطه ای هستید و منجی دیگران شده اید.

معتادان به نجات دهندگی، گرایش دارند، خودشان را گرفتار نامزد/همسر خود کنند. آنان احساس می کنند مجبورند به کسی که احساس خوبی نسبت خودش ندارد، کمک کنند. ریشه ی گرایش به چنین رفتاری بر می گردد به یک کار ناتمام روحی که از زمان کودکی شخص برجای مانده است. ممکن است در گذشته شما می خواسته اید کسی را نجات دهید اما نتوانسته اید.

برای مثال مادرتان که قربانی آزار و اذیت بوده، پدر الکلی یا خواهر یا برادری که بیمار بوده است. در اصل ممکن است شخصی که می خواسته اید نجات یابد، در واقع خودتان بوده اید. بنابر این در بزرگ سالی چنین رفتار کرده اید.

مسائل روحی و احساسی خود را بررسی کنید، چرا که ممکن است به کسی احتیاج داشته باشید که از نظر روحی درب و داغان باشد تا بتوانید کار ناتمام خود را در حق او تمام کنید.

به یاد دارم که کسی می گفت شما هرگز نمی توانید گلبرگ های یک گل را، قبل از آن که زمانش فرا رسیده باشد، به زور باز کنید. جرات پیدا کنید و از همسرتان بخواهید معلوم کند آیا آماده است چنان که شما دوست دارید به شما عشق بورزد یا نه، و بدانید که این حقیقت است که هر دوی شما را آزاد و به سمت ازدواج شاد هدایت خواهد کرد.

لازمه رهایی از خاطرات گذشته ابتدا خواستن فرد است. پس از آن می توانید با مشورت متخصصان و روانشناسان خود را از اسارت گذشته نجات دهید.
مرکز مشاوره نیک همراه با مشاوره های حضوری و همچنین مشاوره های تلفنی و آنلاین می تواند حرکت شما را به سمت زندگی شاد تسریع کند.
021-28424894

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.