چگونه باید با نامزد/همسری که شما را با عشق و محبت زیادی خفه کرده و در ضمن بسیار نیز حسود و انحصار طلب است برخورد کرد؟

خصوصیات افراد عاشق نما

0 51

مشکل من درست نقطه مقابل مشکل اغلب زنان است. نامزدی دارم که زیاد از حد مرا دوست دارد و به من توجه می کند.

او می خواهد هر دقیقه و ثانیه کنار من باشد، هر وقت با هم هستیم دستانم را میگیرد. وقتی که با هم نیستیم، هر چند دقیقه یک بار به من تلفن می زند. از او خواسته ام به من نچسبد و فضای بیشتری به من بدهد، اما او از این حرفم عصبانی می شود و می رنجد و احساس نخواستنی بودن می کند. دست آخر مجبورم او را دلداری بدهم. به راستی برای این احساس او اهمیت قائل هستم، اما احساس می کنم کم کم نسبت به او سرد شده ام. به همین دلیل نگرانم. چگونه می توانم به او نشان دهم که احتیاج دارم او کمتر مرا دوست داشته باشد؟

مشکل نامزدتان زیاد دوست داشتن شما نیست، مشکلش این است خودش را خیلی کمتر دوست دارد.

من چنین آدم هایی را «انگل های عاطفی» می نامم.

قلب او مانند ظرفی خالی است که از روی استیصال و درماندگی نیازمند آن است که شما آن را برایش پرکنید. ته این ظرف سوراخ است. اهمیتی ندارد که چقدر به او توجه می کنید چون توجه و محبت شما پیوسته از این سوراخ به هدر می رود.

او همواره در حال خواستن و مطالبه ی محبت بیشتر شماست. البته تعجبی ندارد که شما در کنار او ناراحت هستید، گر چه به ظاهر به نظر می رسد که نیازهایتان را برآورده می کند، برای مثال دستتان را می گیرد و مرتب به شما تلفن می زند، اما در عمل او در این رابطه نقش گیرنده را دارد. او تمام توجه، نیرو و انرزی تان را به نفع خود جذب کرده است.
کسانی مثل نامزد شما که عشق زیادی به پای معشوق می ریزند، تا حدی اغلب اوقات مستأصل و درمانده و پر توقع هستند.

در واقع آنان خود به شدت نیازمند محبت و توجه هستند و بدین وسیله با زیادی محبت کردن و توجه نشان دادن، به دنبال این هستند که با مقدار بالای عشق و محبت یا روابط جنسی، دردی را که می کشند به طور موقت تسکین دهند.

آنان می توانند در یک چشم به هم زدن عاشق شوند، مثل آب خوردن بی قراری کنند، اشتغال ذهنی وسواس گونه و مدام به شما و رابطه تان نشان دهند و با مکیدن و گرفتن تمام انرژی تان به سمت خود و از پا انداختن تان، در نهایت کاری کنند که شما آنان را با احساس گناه و افسوس کنار خود نگه دارید.
شاید نامزدتان در گذشته لطمه های فراوانی خورده است؛ شاید از یکی از اعضای خانواده اش، و هنوز آن لطمه ی روحی و عاطفی را التیام نداده است و منشا آن درد همچنان فعال است. او از رابطه اش با شما و دیگران مانند مرهمی موقت استفاده می کند تا بتواند مدتی کوتاه روی زخم را بپوشاند.

می دانید منظورم چیست؟

تا اوضاع از این که هست بدتر نشده، رابطه تان را با او قطع کنید. هیچ تضمینی نیست که اوضاع بدتر نشود.

تنها هنگامی باید به این رابطه ادامه دهید که او به مشکلاتش اعتراف کند و وجود آن ها را به رسمیت بشناسد و بی درنگ برای کمک گرفتن اقدامی بکند.

او می تواند با حضور در یک دوره ی فشرده ی مشاوره، به ریشه و همچنین نحوه ی درمان این رفتارش پی ببرد. در حین مشاوره گرفتن او، هر دوی شما می توانید برای حل مشکلات خود کار کنید. به هر حال من گمان می کنم تا حالا به اندازه ی کافی در این زمینه سختی کشیده اید. به این موضوع توجه کنید که چرا جذب چنین اشخاصی می شوید.

راهنمایی: او از شما عشق گدایی می کند و شما عشق و محبت را از او دریغ می کنید…..

  • آیا قصد ندارید بدین وسیله پدر و مادرتان را تنبیه کنید؟
  • آیا نمی خواهید با توسل به این بی توجهی مهار اوضاع را در دست داشته باشید؟

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.