راه حل مشکلات زندگی

7 گام موثر برای حل مشکلات زندگی

0 63

همه افراد در زندگی مشکلاتی دارند. در بیشتر مواقع، آن‌ ها را بدون درنگ حل می کنید. در اینجور مواقع یا به یک راه‌ حل سریع می‌ رسید یا از یک استراتژی که در گذشته کار کرده، استفاده می‌ کنید. به عنوان مثال، اگر صبح خواب بمانید، ممکن است تصمیم بگیرید که در حین لباس پوشیدن و آمادهشدن، موقعیت خود را برای رئیس خود توضیح دهید. اما برخی مشکلات وجود دارند که در حل آن ها عاجز می مانید. در این مقاله راه حل مشکلات زندگی را در 7 مرحله به ترتیب عنوان کرده ایم که می تواند راهنمای شما در حل مشکلات زندگی باشد. توانایی حل مشکلات یکی از مهمترین مهارت های زندگی محسوب می شود. 

راه حل مشکلات زندگی

مشکلات زمانی مهم هستند که هیچ راه حل واضح و روشنی برای حل آن ها به ذهنتان نمی رسد. تلاش هایتان در گذشته نیز مثمر ثمر نبوده است. در این گونه مواقع دچار اضطراب زیادی می شوید و نیازمند استراتژی های جدید و متفاوت هستید.

گام 1: آیا مشکلی وجود دارد؟

به عنوان اولین قدم، مهم است بدانیم که آیا مشکلی وجود دارد یا خیر. از آنجائی که مشکلات می توانند موجب اضطراب شوند، بسیاری از مردم سعی در جلوگیری، نادیده گرفتن یا تعویق در مواجهه با مشکلات دشوار دارند.

متأسفانه، اجتناب از مشکلات باعث می شود آنها در زندگیتان بمانند و یک مشکل کوچک در طول زمان بزرگ شود. بنابراین، باید بتوانید یک مشکل را در اوایل به وجود آمدن آن تشخیص دهید؟

یک لیست تهیه کنید

عادت کنید یک لیست از مشکلات زندگی خود بنویسید. نوشتن مشکلات کار را برایتان آسان می کند. این رویکرد به شما نشان می دهد که چگونه مشکلات دوباره و دوباره به وجود می آیند.

هنگامی که یک مشکل باعث اضطراب شما می شود، بهتر است از یک قلم و کاغذ استفاده کنید و آن را بنویسید. در صورتی که مشکلات نوشته شده و در پیش رویتان باشند، احتمال اینکه راه حل خوبی به ذهنتان خطور کند، بیشتر خواهد شد.

از احساسات خود استفاده کنید

اغلب افراد احساسات منفی خود را با مشکلات اشتباه می گیرند. این غلط است. به عنوان مثال ممکن است فکر کنید “مشکل من اینست همیشه در کار استرس دارم.” شما باید مشکل دقیق تر را پیدا کنید (مانند مشکل با همکاران یا حجم کار) که باعث می شود احساس تنش در شما ایجاد شود. هر وقتی که احساس اضطراب، استرس، ناراحتی یا یک وضعیت خاص را تجربه کردید، سعی کنید عاملی را پیدا کنید که به شما این احساس را منتقل می کند.

چالش را پیدا کنید

یک مانع بزرگ برای بیشتر مردم اینست که اغلب نگاهی منفی به مشکلات دارند. اگر فکر می‌کنید که مشکلات تهدید کننده اند یا اینکه نشانه ضعف یا شکست هستند و توانایی حل آنها را در خود نمی بینید، نخواهید توانست مشکل را حل کنید. یعنی حتی اگر ذاتا توانایی حل مشکلات را دارید ولی فکر می کنید نمی توانید از پس آن بربیایید؛ هیچ سودی نخواهید برد.

اگر در مشکلاتتان سود یا منفعت بیابید، احتمال بیشتری وجود دارد که بتوانید آن را حل کنید. به عنوان مثال، اگر مشکل شما اینست که نمی توانید زمان طولانی با همکاران خود بگذرانید؛ این می تواند فرصتی باشد که روی مهارت های ارتباطی خود کار کنید.

همیشه یک مزیت برای حل مشکلات وجود دارد. به یاد داشته باشید که حتی اگر یک مشکل پیش پا افتاده را حل کنید، یک نگرانی از شما کم شده و یکی از مشکلاتی که در لیستتان وجود دارد خط می خورد. 

راه حل مشکلات زندگی
راه حل مشکلات زندگی

گام ۲: مشکل چیست؟

قبل از اینکه برای حل مشکلتان تلاش کنید، ابتدا باید آن را تعریف کنید. در اینجا چند نکته درمورد چگونگی تعریف درست مشکل وجود دارد:

بر خود مساله تمرکز کنید.

سوالات زیر را از خودتان بپرسید:

  • وضعیت چیست؟ (به عنوان مثال، رئیس من کارهای زیادی به منمی‌دهد)
  • چه چیزی را دوست دارم باشم؟ (به عنوان مثال من دوست دارم که رئیسم کار کمتری به من بدهد)
  • چه مانعی مرا از وضعیت مطلوبم دور نگه‌ داشته است؟ (به عنوان مثال مطمئن نیستم که چطور با رئیسم در مورد الزامات کار خود صحبت کنم)

شما می‌توانید مشکل خود را به یک جمله تبدیل کنید. برای مثال مشکل این است که رئیس من کارهای زیادی به من می‌ دهد؛ من دوست دارم کار کمتری داشته باشم، اما مطمئن نیستم که چطور از او بخواهم میزان کارم را کاهش دهد.

تنها حقایق را بگویید:

مراقب باشید در تعریف مشکل از بیان نظرات و فرضیات اجتناب کنید. برایمثال، اینکه فکر کنید مشکل اینست که رئیسم یک دیوانه است یک عقیده است. به علاوه اینکه، داشتن این فرضیه حل مشکل را تقریبا غیرممکن می کند. 

رک و صریح باشید:

اگر زمانی که مشکل خود را تعریف می‌کنید، خیلی مبهم باشد، خیلی سخت می توانید آن را حل کنید. برای مثال، اگر فکر کنید که مشکل من کار من است خاص یا مشخص نیست؛ چه چیزی در کار شما یک مشکل است؟ شما چطور می‌توانید این نوع مشکل را حل کنید؟

گام 3: اهداف من برای این مشکل چیست؟

برای دانستن اینکه آیا مشکلات را حل کرده‌ اید یا خیر، مهم است بدانیم که مساله چگونه به نظر می‌رسد. در اینجا چند نکته برای تعیین اهداف وجود دارد:

واقع گرا باشد:

مطمئن شوید که اهداف شما دست‌ یافتنی هستند؛ اگر اهداف غیر واقعی داشته باشید، احتمالا به آن‌ ها نخواهید رسید و احساس بدی خواهید داشت. برای مثال، در مشکلات کاری، اگر هدف شما این باشد که کارتان را فقط وقتی احساس خوبی دارید انجام دهید، به احتمال زیاد مشکل خود را حل نمی کنید.

مشخص باشد:

اگر اهداف شما مبهم باشند، نمی دانید چه زمانی آن را حل کرده اید. برای مثال اگر فکر می‌کنید “هدف من خوشحال بودن در کار است” یعنی چه؟ آیا می‌خواهید همیشه شاد باشید؟ چقدر شاد؟ چه زمانی به این هدف می رسید؟

با اهداف کوتاه‌ مدت شروع کنید:

اگر هدفی دارید که بتوانید به سرعت به آن برسید، به احتمال زیاد روی آن کار خواهید کرد. همچنین می‌توانید اهداف بلندمدت را هم تنظیم کنید، اما در لیستتان حتما یک هدف کوتاه مدت نیز داشته باشید. در مشکلات کاری، هدف بلندمدت می‌ تواند داشتن شغل دیگری باشد در حالی که هدف کوتاه‌ مدت ممکن است کاهش حجم کاری شما باشد.

گام ۴: در مورد راه حل ها فکر کنید

بزرگ‌ ترین اشتباهی که ممکن است در هنگام یافتن راه حل برای مشکلات خود انجام دهیم این است که به همان راه‌ حل‌ های قدیمی فکر کنیم. اگر آن راه‌ حل‌ های قدیمی کار می‌ کردند، در حال حاضر مشکلی وجود نداشتبرای رسیدن به راه‌ حل‌ های جدید، می‌ توانید از قوانین طوفان فکری پیروی کنید:

راه‌ های بسیار زیادی را دنبال کنید:

اگر راه‌ حل‌ های زیادی برای انتخاب داشته باشید، احتمال بیشتری وجود دارد که راه‌ حل خوبی پیدا کنید. سعی کنید حداقل ۱۰ راه‌ حل ممکن برای مشکلتان پیدا کنید.

راه‌ حل خود را قضاوت نکنید:

به یاد داشته باشید که فعلا نمی خواهید راه حلی را انتخاب کنید، شما فقط سعی دارید تا آنجا که می‌ توانید گزینه‌ های زیادی را تصور کنید؛ پس آنها را قضاوت نکنید. حتی راه‌حل‌ های احمقانه، عجیب و یا افراطی، در این مرحله خوب هستند. برای مشکل کاری، ممکن است به راه‌ حل‌ هایی مانند ترک شغل یا سازماندهی یک اعتصاب فکر کنید. آن‌ ها را بنویسید. اگر حتی نمی‌ خواهید به کارهای احمقانه فکر کنید، هرگز با راه‌ حل‌ های جدید مواجه نخواهید شد.

راه‌ حل‌ های مختلفی داشته باشید: 

مطمئن باشید که راه‌ حل‌ های شما با یکدیگر متفاوت هستند. به عنوان مثال، در مورد مشکل کاری، اگر راه‌ حل شما این باشد که “از رئیسم بخواهم ناهار را با من صرف کند، “از رئیسم بخواهم که با من قهوه بخورد”، یا “از رئیسم بخواهم که برای شام بیرون برویم اگر چه اینها ۳ راه‌ حل هستند، اما اساسا همه یکسان هستند: از رئیس بخواهید کاری را با شما انجام دهد.

اولین ایده که به ذهن شما می‌ رسد همیشه بهترین ایده نیست. زمان بگذارید تا احتمالات جدیدی پیدا کنید.

برخی توصیه‌های دیگر برای یافتن راه حل مشکلات زندگی عبارتند از:

دقیق باشید: 

راهکارهای شما باید شامل رفتارهای خاص، و نه استراتژی‌های عمومی باشد. به عنوان مثال، راه‌حل به رئیس لیستی از تمام کارهایی که انجام داده ام، می دهم درمقایسه با راه‌حل “به رئیس می گویم بسیار دقیق تر می باشد. اگر راه‌ حل دوم را انتخاب کردید، یک مشکل جدید به وجود خواهد آمد، اینکه چگونه بگویید.

کمک بخواهید:

اگر برای حل مشکلتان زمان ندارید و یا ایده های جدید پیدا نمی کنید، می توانید با دوستان، خانواده و یا همکاران خود مشورت کنید. ممکن است دیگران ایده‌ هایی داشته باشند که حتی به آن فکر نکرده‌ اید.

راه حل مشکلات زندگی
راه حل مشکلات زندگی

گام ۵: راه‌ حل هایتان را اولویت بندی کنید

اگر با اضطراب دست و پنجه نرم می کنید، پیدا کردن یک راه حل دشوار به نظر می رسد. با این حال، مهم است بدانید حل نکردن یک مسئله، اضطراب بیشتری را در شما به وجود خواهد آورد. در زیر چند راهنمایی  وجود دارد که به شما در پیدا کردن بهترین راه حل کمک خواهد کرد.

هدف این است که بهترین راه حل را برای مشکل خود را پیدا کنید ، نه راه حلی کامل. اگر یک راه حل “عالی” وجود داشت، قبلا آن را پیدا می کردید.

آیا این انتخاب، مشکل من را برطرف می کند و به من در رسیدن به اهدافم کمک می کند؟

این دستورالعمل ممکن است واضح به نظر برسد، با این وجود، مهم است که راه حل انتخابی تان به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کند. به عنوان مثال “سخت تر کار کردن” به عنوان یک راه حل به شما در مشکلات کاری کمک نخواهد کرد.

این انتخاب چقدر زمان و تلاش دارد؟

هر راه حلی نیاز به زمان و تلاش دارد، اما میزان درگیر بودن با آن باید با نیازهای شما مرتبط باشد. “ترک کار” به عنوان یک راه حل کاری، ممکن است انرژی زیادی از شما طلب کند، زیرا شما باید به دنبال یافتن کار جدید باشید.

در صورت انتخاب این راه حل، چه احساسی خواهم داشت؟

اگر فکر می کنید این انتخاب باعث می شود احساسات بد، گناه یا اضطراب داشته باشید، ممکن است بهترین راه حل نباشد. به عنوان مثال “دروغ گفتن به رئیس در مورد اینکه چقدر کار کرده ام” ممکن است باعث شود احساس بدی داشته باشید.

هزینه ها و فواید این راه حل برای خودم و دیگران در کوتاه مدت و طولانی مدت چیست؟

بهترین راه حل بیشترین مزایا و کمترین هزینه ممکن را خواهد داشت. اما وقتی در مورد هزینه ها و مزایا فکر می کنید می خواهید در مورد چگونگی تأثیر یک راه حل فکر کنید:

  • تاثیر آن بر شما در حال حاضر و آینده
  • تاثیر آن بر دیگران در حال حاضر و آینده

به عنوان مثال ، اگر انتخاب كردید که “همكاران من را به خاطر كارهایی كه انجام نشده است، سرزنش كنید” ، این ممکن است در حال حاضر مشکل شما را حل کند، اما احتمالا این امر به طور جدی بر روابط شما با همکارانتان تأثیر خواهد گذاشت و احتمالا رئیس تان متوجه اصل ماجرا خواهد شد. به نظر می رسد هزینه های این راه حل از مزایای آن بالاتر است.

هیچ راه‌ حل مناسبی وجود ندارد. بعید است که حل یک مشکل هیچ هزینه‌ ای نداشته و تنها فایده داشته باشد. شما باید به دنبال راه حلی باشید که بیشترین فواید و کمترین هزینه را داشته باشد. 

گام 6: اجرای راه حل

این گام دشوارترین مرحله است. باید به طور واقعی شروع به اجرای راه حل مورد نظر خود کنید. اکثر مردم از این هراس دارند که راه حل نادرستی را انتخاب کرده باشند، یا شاید اگر کمی بیشتر فکر کنند، راه حل بهتری به ذهنشان برسد. این تفکر مفید نیست. بهتر است عمل کنیم تا اصلا کاری نکنیم.

در این مرحله می توانید یک برنامه عملی تهیه کنید. برنامه تان باید تمام مراحل مورد نیاز برای انجام راه حل را شامل شود و تا حد امکان دقیق و مشخص باشد. به عنوان مثال ، اگر راه حل من “به دست آوردن شغل جدید” است ، موارد زیر را دنبال کنید:

  • لیستی از انواع مشاغل مورد نظر خود را تهیه کنید
  • هر روز یک روزنامه بخرید و برنامه ها یا سایتهای کاریابی را بررسی کنید
  • با کلیه کارفرمایانی که شغل مورد نظر شما را دارند تماس بگیرید
  • برنامه کاری خود را دوباره تنظیم کنید تا در صورت لزوم بتوانید به مصاحبه بروید

گام 7: مشکل خود را بررسی کنید

حالا که راه‌ حل خود را اجرا کرده‌ اید، باید مطمئن شوید که نتیجه می دهد. گاهی اوقات بهترین برنامه‌ ها به طور کامل پیش نمی روند، بنابراین باید بدانید که در مسیر صحیح هستید یا خیر. برای مثال، در مورد مشکل کاری، ممکن است از فشار و استرس به عنوان یک نشانه برای ردیابی راه‌ حل استفاده کنید. اگر استرس و فشار کاری تان کاهش یافت، پس راه‌ حل شما به احتمال زیاد صحیح است.

اگر راه حل من کار نکند چه می توانم انجام دهم؟

از آنجا که اتفاق های غیرمنتظره ممکن است در زندگی رخ دهد، گاهی اوقات حتی بهترین راه حل ها به خوبی کار نمی کنند که البته طبیعی است. بهترین کار این است که مراحل مختلف را بررسی کنید و سؤالات زیر را از خود بپرسید:

  • آیا من مسئله را به درستی تعریف کردم؟
  • آیا اهداف من واقع بینانه بودند؟
  • آیا راه حل های دیگری وجود دارد؟
  • آیا آن را طبق برنامه ریزی انجام داده ام؟

اگر مراحل طی شده را بررسی کنید، ممکن است متوجه شوید جایی را اشتباه رفته اید. سپس می توانید آن را برطرف کرده و دوباره امتحان کنید. در صورت نیاز می توانید از مشاوره خانواده و یا مشاوره فردی نیز کمک بگیرید.

حل مشکلات دشوار در زندگی کار سختی است، بنابراین پس از آنکه آن را به خوبی حل کردید، به خود پاداش دهید.

امید است مقاله راه حل مشکلات زندگی در طی کردن بحران های زندگی به شما کمک کند. تجربیات خود را در این زمینه با ما در میان بگذارید. گروه مشاوره نیک همراه با مشاوره های حضوری، آنلاین و تلفنی در تمام مراحل زندگی همراه شما خواهد بود.

021-28424894

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.