چگونه همسران می توانند بیاموزند که به عشق اعتماد کنند، در حالی که هر دوی آنان از روابط پیشین خود به شدت آسیب دیده اند؟

راهنمایی برای افرادی که در زندگی قبلی شکست خورده اند و زندگی تازه ای را می خواهند شروع کنند.

0 39

بعد از این که از طلاقی تلخ و کشمکشی که بر سر گرفتن حضانت بچه هایم در گرفته بود جان سالم به در بردم، با مردی فوق العاده آشنا شدم که هیچ شباهتی به همسر قبلی ام ندارد. او از نظر روحی و احساسی بسیار پذیرا و برون گراست و دوست دارد درباره ی همه چیز با هم صحبت کنیم. مشکل ما این است که همسر قبلی او با یکی از صمیمی ترین دوستانش رابطه بر قرار کرده بود، به همین دلیل او از این که به عشق و در نهایت به من و عشق من اعتماد کند، واهمه دارد. ما چگونه می توانیم گذشته را فراموش کنیم و تمام توجهمان را معطوف رابطه ی کنونی مان کنیم؟

پیش از هر چیز به شما تبریک می گویم.

شما با مسئله ای رو به رو شده اید که من آن را مشکلات سطح بالا می نامم. مسئله ای که در عین مشکل بودنش چالش هایی را نیز با خود به همراه دارد. خلاصه ی سؤال شما در واقع این است:

«من و همسرم چه کنیم که بتوانیم از شر ترسی که در رابطه مان وجود دارد خلاص شویم تا بتوانیم دوباره یکدیگر را دوست بداریم و از عشق سرشار شویم؟»

سؤال خوبی کرده اید.

اولین قدم شما و همسرتان این است که به خودتان یاد آوری کنید هر دو سخت کار کرده اید تا به این جا رسیده اید. قبل از این که بخواهید قله بعدی زندگیتان را فتح کنید یک لحظه صبر کنید و این موفقیت را که چطور بالاخره هر دو توانستید به سلامت تمامی مراحل دشوار را پشت سر بگذارید و رابطه ای سالم برقرار کنید، جشن بگیرید.

چگونه همسران می توانند بیاموزند که به عشق اعتماد کنند، در حالی که هر دوی آنان از روابط پیشین خود به شدت آسیب دیده اند؟

بسیار خوب، حال برمیگردیم سر موضوع ترس شما:

می خواهم در این جا چیزی به شما بگویم که ممکن است به نظرتان کمی عجیب بیاید

اندکی ترس برای شما بد نیست….

این مقدار ترس باعث می شود شما محتاط تر باشید و مجبورتان می کند توجه بیشتری به رابطتان بکنید. با شما شرط می بندم که اگر شما و همسرتان نگاهی به گذشته و ازدواج شکست خودتان بیندازید متوجه خواهید شد که در آن موقعیت توجه کافی به نشانه های هشدار، مسائل و مشکلات، درگیری ها، نیازهای ارضاء نشده و هزار چیز دیگر نمی کردید. و سر انجام توچه کافی نکردن به رابطه تان بوده که آن را خراب کرده است، درست می گویم؟

در رابطه قبلی تان غیر محتاطانه رفتار کرده اید، حال در رابطه جدید با همسری فوق العاده برخورد کرده اید و هر دو می ترسید مبادا دوباره مرتکب اشتباه شوید و از این که باید کورکورانه به یکدیگر اعتماد کنید کمی معذب هستید. به نظرم ناراحتی شما بسیار به موقع و بجاست!

در این مرحله شما باید از اشتباه کردن بترسید؛ همان طور که هر کس دیگر هم باید در این مرحله از اشتباه کردن بترسید، و اطمینان حاصل کنید که به اندازه ی کافی به رابطه تان توجه می کنید. به رابطه تان توجهی ویژه داشته باشید چرا که هر چه این توجه خاص تر و بیشتر باشد، در آینده برای هر دوی شما بهتر خواهد بود.

می دانید منظورم چیست؟

مثل این است که شخصی در عین بی احتیاطی چاقویی بسیار تیز در دست بگیرد و هنگام استفاده از آن دقت کافی نکند و دست خودش را ببرد. حال دفعه بعد که می خواهد از آن چاقو استفاده کند، می ترسد. شما باید بدانید که آن چاقو تیز است و در استفاده از آن دقت کنید و به آن اهمیت دهید.

رابطه مانند ابزاری است که هم می تواند به شما کمک کند، هم می تواند باعث صدمه دیدن شما شود. به نظر من، مردم به اندازه کافی از قدرت این ابزار که همانند رابطه است، آگاه نیستند.

در ادامه تمرین هایی آورده ام که می تواند برایتان مفید باشد.

هر دو فهرستی جداگانه از اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده اید تهیه کنید.

به روابط گذشته تان با دقت نگاه کنید و صادقانه از ابتدا تا انتهای آن را بررسی کنید. هر اشتباهی را که مرتکب شده اید بنویسید؛

به عنوان مثال : «به همسر سابقم اجازه می دادم احسایات مرا بی ارزش بنامد و آن ها بی اساس بداند؛ در نتیجه از او منزجر می شدم». «خواسته های جسمانی ام را نزد او مطرح نمی کردم و در نتیجه از او ناراضی بودم».

از این که فهرستتان طولانی از آب در خواهد آمد تعجب نکنید. فهرست هایتان را با هم معاوضه کنید و درباره هریک از مواردی که در فهرست خود آورده اید با هم صحبت کنید. سپس به اتفاق، در ازای هر اشتباه یک قانون جدید وضع کنید.

به عنوان مثال هر گاه من با گفته یا عمل همسرم مخالف باشم، احساسم را به او می گویم؛ حتی اگر باعث تولید تنش در رابطه مان بشود. یا به همسرم می گویم که از رابطه جنسی با او لذت می برم تا مجبور نباشد احساس مرا در این باره حدس بزند.

این تمرین دو هدف را دنبال می کند:  

  1. کمک می کند تا بفهمید چنین نبوده که رابطه قبلی تان از ابتدا خوب وعالی بوده اما با گذشت زمان رو به بدی رفته، بلکه برخی عادات رفتاری اشتباه شما بوده که باعث شده است رابطه تان با شکست مواجه شود.
  2.  وقتی به عادت ها و رفتارهای غلط خود دقت کنید و آن ها را روی کاغذ بیاورید و در ستون مقابلش نیز عادت های درست را بنویسید، این کار باعث می شود نه تنها به وجود آن ها اعتراف کنید، بلکه دفعه بعد کمتر دچار آن اشتباه ها و خطاها شوید و در نتیجه، کمتر صدمه ببینید.

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.